
اصالةالوجود، شالوده مسائل فلسفی
و اشارهای به مبحث حقیقت و مجاز
در چهارمین جلسه از جلسات درس شرح منظومه، حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) مبحث مهم اصالة الوجود را مطرح کرده و آن را شالوده اساسی غالب مسائل فلسفی میداند. حضرت استاد در پی تنقیح محل بحث در اصالةالوجود، وارد مبحث حقیقت و مجاز و بالخصوص مسئله استعاره شده و میخواهد روشن کند که آیا اطلاق وجود بر موجودات عالم، حقیقت است یا مجاز؟ در همین راستا ایشان به موشکافی دقیق ادبی مبحث استعاره پرداخته است تا حقیقت معنای استعاره و ارتباط آن با حقیقت و مجاز روشن گردد. مرحوم استاد ضمن بیان نحوۀ انتزاع جنس از انواع، به یک نکته کلی در باره مفاهیم عام اشاره میکند: ابهام معنایی؛ سپس همین نکته را در بحث وجود تطبیق کرده و میفرماید: وجود عبارت است از معنای مبهمی که ذهن ما میتواند آن را بپردازد و آن معنا را هم به خدا نسبت دهد و هم به جبرئیل و هم به انسان.
اصالةالوجود، شالوده مسائل فلسفی
4تحقیق در معنای واقعی استعاره
ولکن میتوانیم بگوییم که شاید مطلب با این قضیۀ آقایان یک قدری تفاوت میکند؛ چون مسلّم است که خود لفظ بدون در نظر گرفتن آن معنا دلالت بر چیزی نمیکند و اینکه شما گفتهاید: رایتُ أسدًا فی الحمّام، اگر شائبهای از آن معنای فروسیّت و تَفَرُّس و افتراسی که در شیر هست در ذهن نباشد، دلالت لفظ بر معنای شجاع بودن دلالت ناقصی است و همینکه شما میگویید رایتُ أسَدًا؛ شیری را دیدم، چه بخواهید و چه نخواهید آن معنای شیر در ذهن مخاطب میآید چون الفاظ در دلالتشان بر معانی، متوقع [متوقِّف] به ارادۀ سرکار نیستند.
مثلاً اگر شما بگویید که در این لیوان آب است، من آب میفهمم گرچه منظورتان این است که در این لیوان دوغ باشد. میگویید که منظور من این است که در این لیوان دوغ است! میگویم که من از این آب را میفهمم؛1 بخواهید یا نخواهید وقتی که میگویید رأیتُ أسداً، مخاطب یک چیزی از این أسد میفهمد! اگر مطلب به همینجا خاتمه پیدا بکند آن شخص فقط شیر میفهمد.
ولی اگر شما بعد از این، فی الحمّام را آوردید، یکمرتبه آن معنای أسدیّت تبدیل به مرد شجاع میشود، منتها نه مرد شجاع به تنهایی، بلکه تبدیل میشود به مرد شجاعی که در قالب شیر رفته است. وقتی میگویید شیری را در حمّام دیدم، اگر تصوّر مخاطب را در نظر بگیرید و اگر کامپیوتری باشد که تصوّرات مغز مخاطب را بخواهد ثبت بکند و در یک صفحه به شما نشان بدهد، کاملاً در آن صفحه برای شما این مشخّص میشود که تا میگویید: «رایتُ أسدًا»، در صفحه کامپیوتر یک شیر میآید چون تصوّر شخص از أسد چه بوده است؟! شیر بوده است و بعد فی الحَمّام را که میگویید، یکدفعه میشود مرد شجاعی که در قالب شیر رفته است؛ این میشود استعاره و این استعاره است و این همان معنای واقعی است که شما با استعاره میخواهید یک معنایی را برسانید.
- إنشاءالله اگر در اصول فرصتی و مجالی پیش آمد در بحث ظهورات که بحث مهم و دامنهداری است صحبت میشود که اصلاً ظهور چیست؟ و آیا ظهور، ظهور شخصی است یا ظهور نوعی است؟ و اگر ظهور، ظهور شخصی است به چه کیفیت است؟ و اگر ظهور نوعی است به چه کیفیت است؟ و تمام این مسائل و اوضاعی که پیش آمده است بر اساس همین بحث ظهورات است که نفهمیدهاند و از خودشان یک چیزهایی در آوردهاند و خرابکاری کردهاند.
