اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصالةالوجود، شالوده مسائل فلسفی

و اشاره‌ای به مبحث حقیقت و مجاز

0
منظومه

در چهارمین جلسه از جلسات درس شرح منظومه، حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) مبحث مهم اصالة الوجود را مطرح کرده و آن را شالوده اساسی غالب مسائل فلسفی می‌داند. حضرت استاد در پی تنقیح محل بحث در اصالةالوجود، وارد مبحث حقیقت و مجاز و بالخصوص مسئله استعاره شده و می‌خواهد روشن کند که آیا اطلاق وجود بر موجودات عالم، حقیقت است یا مجاز؟ در همین راستا ایشان به موشکافی دقیق ادبی مبحث استعاره پرداخته است تا حقیقت معنای استعاره و ارتباط آن با حقیقت و مجاز روشن گردد. مرحوم استاد ضمن بیان نحوۀ انتزاع جنس از انواع، به یک نکته کلی در باره مفاهیم عام اشاره می‌کند: ابهام معنایی؛ سپس همین نکته را در بحث وجود تطبیق کرده و می‌فرماید: وجود عبارت است از معنای مبهمی که ذهن ما می‌تواند آن را بپردازد و آن معنا را هم به خدا نسبت دهد و هم به جبرئیل و هم به انسان.

نسخه عربی

اصالةالوجود، شالوده مسائل فلسفی

3
  • اختلاف بین سکّاکی و تفتازانی در باب حقیقت و مجاز

  • و این مطلب در مطوّل باب مجاز هم طبعاً بحثش آمده است و حالا به مناسبت ذکر شد و یک تذکری می‌دهیم که بد نیست، در مجاز آن دعوای بین سکّاکی و تفتازانی را می‌دانید؟.1 بعضی‌ها می‌گویند که حقیقت و مجاز چیست؟ مجاز آن است که شما لفظی را که دلالت بر یک معنای حقیقی می‌کند آن لفظ را برای شخصی غیر از آن معنای حقیقی به‌کار ببرید. معنای رأیتُ أسَدًا، این است که رأیتُ رجلًا شجاعًا؛ مرد شجاعی را دیدم. خب حُسن قضیّه در این است که شما آن اسم را که الان اختصاص به آن معنای حقیقی دارد، شما آن اسم را الان روی این جناب زید گذاشته‌اید و همین قدر شما بر شجاعت این زید دلیل آورده‌اید و نشان دادید که آن اسمی که برای آن [شیر است بر زید هم اطلاق کردید] شما بیش از این مقدار که کاری نکرده‌اید؟! چون‌که این آقا شیر و پلنگ که نیست؟! ناخن‌های کذایی که ندارد؟! یال و کوپال که ندارد؟! این آقا مثل افراد دیگر است و یک زور در بازوی او است و یک تهوّر و شجاعتی دارد و شما آمده‌اید از این شجاعت با لفظی که دلالت بر آن معنا می‌کند ـ که عبارت از همان شیر است ـ پرده برداشته‌اید. بیش از این مقدار که کاری نکرده‌اید؟!

  • پس چه بگویید: رایتُ رجلًا شجاعًا فی الحمّام یا اینکه بگویید رایتُ أسدًا فی الحمّام و من‌باب‌مثال قرینه هم بیاورید. منتها چون می‌گویید: رأیت اسدًا، درحالی‌که این اسم اختصاص به شیر دارد، پس آن اسم را برای این رجل گذاشتن، همین‌قدر دلالت می‌کند که شجاعیت این شخص از بقیّه امتیاز دارد و این یک شجاعیت خاصّی است! و الاّ از اول می‌گفتید که مثلاً رایتُ شجاعًا یا رایتُ زیدًا شجاعًا.

  • این دلیل و مطلب آقایانی است که می‌گویند لفظ مجاز و «ما» در استعارات که همان مجاز است دلالت می‌کند بر اینکه این لفظ را برای غیر معنای موضوع له به کار برده‌ایم، به این نحو است و بحث ایشان به این کیفیت است.

    1.  المطوّل، ص 357.