
اصالت وجود و نقش آن در حقیقت و مجاز
معیار تشخیص واقعیت و مفاهیم کلی در فلسفه
اصالت وجود محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد چرا این بحث، پایه بسیاری از مسائل فلسفی به شمار میآید. ایشان ابتدا معنای اصالت وجود را با طرح پرسش «واقعیت چیست و مجاز چیست؟» آغاز میکند و با مثالهایی از حقیقت و مجاز، شیوه شکلگیری مفاهیم کلی در ذهن را توضیح میدهد. سپس با بررسی استعاره، اختلاف دیدگاهها درباره حقیقت و مجاز، و نمونههایی از مباحث اصولی مانند دلالت صیغه امر، نشان میدهد که ذهن چگونه مفاهیم عام را از مصادیق گوناگون انتزاع میکند. در ادامه، همین تحلیل را به مفاهیمی مانند جنس، نوع و حیوان تعمیم میدهد تا روشن شود مفهوم وجود نیز به عنوان معنایی کلی بر همه موجودات صدق میکند. نتیجه بحث، آماده شدن برای فهم دقیقتر مبانی اصالت وجود و نقش بنیادین آن در تحلیل دیگر مسائل فلسفی است.
اصالت وجود و نقش آن در حقیقت و مجاز
توضیحات:
اصالت وجود محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد چرا این بحث، پایه بسیاری از مسائل فلسفی به شمار میآید. ایشان ابتدا معنای اصالت وجود را با طرح پرسش «واقعیت چیست و مجاز چیست؟» آغاز میکند و با مثالهایی از حقیقت و مجاز، شیوه شکلگیری مفاهیم کلی در ذهن را توضیح میدهد. سپس با بررسی استعاره، اختلاف دیدگاهها درباره حقیقت و مجاز، و نمونههایی از مباحث اصولی مانند دلالت صیغه امر، نشان میدهد که ذهن چگونه مفاهیم عام را از مصادیق گوناگون انتزاع میکند. در ادامه، همین تحلیل را به مفاهیمی مانند جنس، نوع و حیوان تعمیم میدهد تا روشن شود مفهوم وجود نیز به عنوان معنایی کلی بر همه موجودات صدق میکند. نتیجه بحث، آماده شدن برای فهم دقیقتر مبانی اصالت وجود و نقش بنیادین آن در تحلیل دیگر مسائل فلسفی است.
اصالت وجود و نقش آن در حقیقت و مجاز
3اختلاف بین سکّاکی و تفتازانی در باب حقیقت و مجاز
و این مطلب در مطوّل باب مجاز هم طبعاً بحثش آمده است و حالا به مناسبت ذکر شد و یک تذکری میدهیم که بد نیست، در مجاز آن دعوای بین سکّاکی و تفتازانی را میدانید؟.1 بعضیها میگویند که حقیقت و مجاز چیست؟ مجاز آن است که شما لفظی را که دلالت بر یک معنای حقیقی میکند آن لفظ را برای شخصی غیر از آن معنای حقیقی بهکار ببرید. معنای رأیتُ أسَدًا، این است که رأیتُ رجلًا شجاعًا؛ مرد شجاعی را دیدم. خب حُسن قضیّه در این است که شما آن اسم را که الان اختصاص به آن معنای حقیقی دارد، شما آن اسم را الان روی این جناب زید گذاشتهاید و همین قدر شما بر شجاعت این زید دلیل آوردهاید و نشان دادید که آن اسمی که برای آن [شیر است بر زید هم اطلاق کردید] شما بیش از این مقدار که کاری نکردهاید؟! چونکه این آقا شیر و پلنگ که نیست؟! ناخنهای کذایی که ندارد؟! یال و کوپال که ندارد؟! این آقا مثل افراد دیگر است و یک زور در بازوی او است و یک تهوّر و شجاعتی دارد و شما آمدهاید از این شجاعت با لفظی که دلالت بر آن معنا میکند ـ که عبارت از همان شیر است ـ پرده برداشتهاید. بیش از این مقدار که کاری نکردهاید؟!
پس چه بگویید: رایتُ رجلًا شجاعًا فی الحمّام یا اینکه بگویید رایتُ أسدًا فی الحمّام و منبابمثال قرینه هم بیاورید. منتها چون میگویید: رأیت اسدًا، درحالیکه این اسم اختصاص به شیر دارد، پس آن اسم را برای این رجل گذاشتن، همینقدر دلالت میکند که شجاعیت این شخص از بقیّه امتیاز دارد و این یک شجاعیت خاصّی است! و الاّ از اول میگفتید که مثلاً رایتُ شجاعًا یا رایتُ زیدًا شجاعًا.
این دلیل و مطلب آقایانی است که میگویند لفظ مجاز و «ما» در استعارات که همان مجاز است دلالت میکند بر اینکه این لفظ را برای غیر معنای موضوع له به کار بردهایم، به این نحو است و بحث ایشان به این کیفیت است.
- المطوّل، ص 357.
