اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اصالت وجود و نقش آن در حقیقت و مجاز

معیار تشخیص واقعیت و مفاهیم کلی در فلسفه

15٬115
منظومه

اصالت وجود محور اصلی این جلسه است و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد چرا این بحث، پایه بسیاری از مسائل فلسفی به شمار می‌آید. ایشان ابتدا معنای اصالت وجود را با طرح پرسش «واقعیت چیست و مجاز چیست؟» آغاز می‌کند و با مثال‌هایی از حقیقت و مجاز، شیوه شکل‌گیری مفاهیم کلی در ذهن را توضیح می‌دهد. سپس با بررسی استعاره، اختلاف دیدگاه‌ها درباره حقیقت و مجاز، و نمونه‌هایی از مباحث اصولی مانند دلالت صیغه امر، نشان می‌دهد که ذهن چگونه مفاهیم عام را از مصادیق گوناگون انتزاع می‌کند. در ادامه، همین تحلیل را به مفاهیمی مانند جنس، نوع و حیوان تعمیم می‌دهد تا روشن شود مفهوم وجود نیز به عنوان معنایی کلی بر همه موجودات صدق می‌کند. نتیجه بحث، آماده شدن برای فهم دقیق‌تر مبانی اصالت وجود و نقش بنیادین آن در تحلیل دیگر مسائل فلسفی است.

اصالت وجود و نقش آن در حقیقت و مجاز

توضیحات:

اصالت وجود محور اصلی این جلسه است و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد چرا این بحث، پایه بسیاری از مسائل فلسفی به شمار می‌آید. ایشان ابتدا معنای اصالت وجود را با طرح پرسش «واقعیت چیست و مجاز چیست؟» آغاز می‌کند و با مثال‌هایی از حقیقت و مجاز، شیوه شکل‌گیری مفاهیم کلی در ذهن را توضیح می‌دهد. سپس با بررسی استعاره، اختلاف دیدگاه‌ها درباره حقیقت و مجاز، و نمونه‌هایی از مباحث اصولی مانند دلالت صیغه امر، نشان می‌دهد که ذهن چگونه مفاهیم عام را از مصادیق گوناگون انتزاع می‌کند. در ادامه، همین تحلیل را به مفاهیمی مانند جنس، نوع و حیوان تعمیم می‌دهد تا روشن شود مفهوم وجود نیز به عنوان معنایی کلی بر همه موجودات صدق می‌کند. نتیجه بحث، آماده شدن برای فهم دقیق‌تر مبانی اصالت وجود و نقش بنیادین آن در تحلیل دیگر مسائل فلسفی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصالت وجود و نقش آن در حقیقت و مجاز

10
  • کاری را هم که ما داریم می‌کنیم همین است که تمام انواع مختلف را در هاون ذهنمان می‌کوبیم؛ که نه انسانی باقی می‌گذاریم، نه بقری باقی می‌گذاریم، نه جملی باقی می‌گذاریم، نه غنمی باقی می‌گذاریم و نه هیچ موجود زنده‌ای را باقی می‌گذاریم إلا اینکه تمام اینها را در ذهن خودمان با هم قاطی کرده‌ایم و وقتی که همه با هم قاطی شدند طبعاً یک معجونی سوای همه اینها به‌دست آمده است که اسم آن معجون را حیوان می‌گذاریم.

  • ابهام معنایی مفاهیم عام

  • پس حیوان یعنی یک معنای مبهم که آن معنای مبهم ساخته و پرداخته ذهن ما است، نه‌اینکه تحقّق خارجی دارد. ساخته و پرداخته ذهن ما است و آن معنا چون مبهم است لذا عمومیّت دارد؛ پس هر عامّی باید مبهم باشد.

  • ما اصلاً عام مشخّص نداریم و اصلاً عام مشخّص نیست. به‌طور مثال وقتی که می‌گویند أکرِم العلماء؛ همۀ علماء، یک معنای کلّی از علماء در ذهن می‌آید که می‌شود مبهم. وقتی که می‌گویند آب، یک معنای کلّی از آب در ذهن می‌آید که می‌شود مبهم.

  • اصلاً جنس و هر عامّی مبهم است. تمام اینها مبهمات هستند، نه مبهمات ناشناخته بلکه مبهماتی که در ذهن ما شناخته شده هستند و ابهام از این نقطه‌نظر است که وجود خارجی ندارند اما وجود ذهنی دارند، از این نقطه نظر است! اما شما بگویید که آیا آن معنایی که در ذهن آورده‌اید مو دارد؟ نه، مو ندارد. آیا آن معنایی که شما در ذهن آورده‌اید پا دارد؟ نه، پا ندارد.

  • پس آن معنا چیست؟ چیزی است که همۀ اینها را هم دارد و هم ندارد؛ ندارد از این نقطه نظر که شکل نیست و دارای شکلّی که در ذهن باشد نیست؛ و اما دارد از این جهت که تمام این مصادیق داخل در آن معنای ابهام هستند. ما اسم آن معنای ابهام را حیوان می‌گذاریم و برای آن معنای مبهم مصادیقی را تعیین می‌کنیم. یک تکّه‌اش می‌رود و می‌شود غنم، یک تکّه‌اش می‌رود و می‌شود ابل، یک تکّه‌اش می‌رود و می‌شود انسان، یک تکّه‌اش می‌رود و می‌شود بقر و امثال‌ذلک. همان قضیّه که در استعاره گفتیم بدون هیچ کم و زیادی در همین معنا می‌آید این می‌شود جنس. فصل و صنف را هم به همین معنا بگیرید و به‌طور کلّی شما در هر قضیّه‌ای که بخواهید عده مختلفی را دخیل کنید این مسئله در آنجا خواهد آمد.

/