
بداهت مفهوم وجود
و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود میپردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح مینماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده میباشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده میشود و بیان میگردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء میگردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسشهای طلاب پاسخ داده میشود.
بداهت مفهوم وجود
9اگر بخواهیم در عالم عناصر هم فکر بکنیم و نگاه بکنیم، میبینیم که این عالم عناصر که به اصطلاح مادّة المواد همۀ موجودات مادّی است، [به مادّهای ختم میشود] که آن مادّه از جایی نیامده است و معلول برای یک علّت مجرّده است؛ حالا میخواهید آن را انرژی بگیرید، اتم بگیرید، نور بگیرید، هرچه میخواهید تصوّر بکنید و بگیرید. میبینیم که آن، معلول برای یک علّت مجرده است.
البتّه این مطلبی که الآن دارم خدمتتان عرض میکنم، بعداً در بحث نزول وجود منبسط در عالم کثرت خیلی بهدرد میخورد. منتها در آنجا از بالا به سمت پایین میآییم و در اینجا از پایین به سمت بالا میرویم؛ یعنی از کثرت میخواهیم به وحدت برسیم.
بعد نگاه میکنیم و میبینیم که خود این مادّه از کجا آمده است؟ این مادّه منبابمثال از یک عالم دیگری [سوای وجود پروردگار که] نیامده است. این خودش معلول برای یک علّت است که آن علّت مجرّد است و آن علّت این را محقق کرده است. پس بنابراین این مادّه مندکّ در مجرّد است و مادیّت خودش را بهواسطۀ انتساب به مجرّد از دست میدهد.
اینجا اولین نقطهای است که ما میخواهیم پرش کنیم و از عالم مادّه به عالم مثال و برزخ برویم و به ملکوت و از آنجا به [مراتب] بالاتر برویم. مادّه در این نقطه مادّیّت خودش را بهواسطۀ انتساب به مجرّد از دست میدهد.
معنی ﴿ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ﴾
در مورد جنین هم همین بحث هست. که خداوند در مورد جنین میفرماید:
﴿ثُمَّ خَلَقۡنَا ٱلنُّطۡفَةَ عَلَقَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡعَلَقَةَ مُضۡغَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡمُضۡغَةَ عِظٰمٗا فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظٰمَ لَحۡمٗا ثُمَّ أَنشَأۡنٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ ٱللَهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخٰلِقِينَ﴾.1
جنین وقتی که سیر تکاملی خودش را همینطور طی میکند و با حرکت جوهری که در نفس خودش وجود دارد، به سمت جلو میآید و با آن حرکت جوهری رو به تکامل است، بالأخره به یک نقطهای میرسد که آن نقطه مقام انسانیّت است. تا قبل از آن نقطه به آن، انسان نمیگفتند؛ لذا احکامش از جهت دیه و امثالذلک متفاوت است.
- . سوره مؤمنون (23)، آیه 14.
