اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بداهت مفهوم وجود

و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن

0
منظومه

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود می‌پردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح می‌نماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده می‌باشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده می‌شود و بیان می‌گردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء می‌گردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسش‌های طلاب پاسخ داده می‌شود.

نسخه عربی

بداهت مفهوم وجود

5
  • علّت و ریشۀ این مسئله که وجود نمی‌تواند به تعریف حدّی تعریف بشود این است که ماهیّت می‌آید و وجود را از اطلاق بیرون می‌آورد و مقیّد می‌کند. آن‌وقت چگونه ممکن است که خود اطلاق، محدود باشد؟! این با فرض اولی ما منافات دارد.

  • [و در این‌صورت] خود مطلق دیگر محدود نیست، درحالی‌که مطلق، مالانهایه است. آن مالانهایه قید می‌خورد مع‌النهایه می‌شود. آن مالانهایه یک قید دیگر می‌خورد مع‌النهایه می‌شود. مرتّب قید می‌خورد و نهایت پیدا می‌کند. پس خود او باید لانهایه باشد و هیچ قیدی او را مقیّد نکرده باشد تا فرض اولیّه ما که همان اطلاق است باقی باشد. این دلیل بر این است که ما نمی‌توانیم وجود را به یک تعریف حدّی در ذهن خودمان ترسیم کنیم.

  • دلیل عدم امکان تعریف رسمی برای وجود

  • و اما با تعریف رسمی چطور؟ تعریف رسمی عبارت از این است که معرَّف که شیء مجهول است را با عَرَضیّات آن که از باب کلّیات خمس ایساغوجی است تعریف بکنیم؛ که عبارت از عرض عامّ و خاص است.

  • البتّه این اصطلاحی است که آقایان در باب رسم دارند؛ چون این دو عارض بر ماهیّات می‌شوند و (عارض بر ماهیتی که خود عارض بر وجود شده است، می‌شوند). پس بنابراین وجود از این مسئله خارج است؛ چون عَرَضیّاتی که ما داریم، عرضیّات باب ایساغوجی است که عرض عامّ و خاص است. و این عرضیّات برای ماهیّات هستند و وجود ماهیّت ندارد، پس برای وجود تعریف رسمی هم نمی‌توانیم بیاوریم.

  • اما می‌توانیم وجود را با عوارض وجودی دیگر تعریف بکنیم؛ به‌طور مثال وجود، منبع همه خیرات است، وجود، دافع شرور است، وجود، موجد عشق است، از عوارض وجود، وحدت است، از عوارض وجود، تشخّص است.

  • اینها رسم نیستند و اینکه در بعضی از جاها شاید نوشته‌اند که ممکن است وجود را به رسم ترسیم بکنیم، [این صحیح نیست]؛ چون تعریف به رسم نیست و رسم اصطلاحاً به آن دو عارض باب ایساغوجی گفته می‌شود.