
بداهت مفهوم وجود
و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود میپردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح مینماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده میباشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده میشود و بیان میگردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء میگردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسشهای طلاب پاسخ داده میشود.
بداهت مفهوم وجود
19و إمّا أن لا یُترتَّب، فلم یکن حقیقة الوجود الّتی هی عین منشأیة الآثار؛
«وقتی که انسان صورتی را تصور میکند یک چیزش میشود و یا اینکه بر آن حقیقتِ وجود آثارش مترتّب نمیشود؛ پس حقیقت وجودی که عین مَنشئیّت آثار است نمیباشد.»
دلیل دوم برای غیر قابل ادراک بودن حقیقت وجود
و ایضًا: کلّ ما یرتسم بکنهه فی الأذهان یجب أن یکون مهیّته محفوظة مع تبدّل وجوده؛
«و دلیل دیگر اینکه هر چیزی که به کنهش ارتسام در اذهان پیدا میکند، باید ماهیّتش محفوظ باشد، ولی وجودش فرق کند. آن ماهیّت محفوظ است ولی وجود خارجی تبدیل به وجود ذهنی میشود.»
والوجود لامهیّة له، و مهیّته الّتی هو بها هو عینُ حقیقة الوُجود؛
«پس وجود که ماهیّت ندارد و ماهیّت آن وجودی که این وجود به آن ماهیّت است، عین همان حقیقت وجود است؛ بنابراین وجود و ماهیّتش هر دو یکی است. و اصلاً ماهیّتی در واقع ندارد.»
و لا وجود زائد علیها حتّی یَزولَ عنها و تبقی نفسها محفوظة فی الذّهن؛1
«و وجود زائد بر آن ماهیّت هم نداریم، تا اینکه از آن ماهیّت زائل بشود و خود آن ماهیّت بخواهد در ذهن بماند.»
ما اصلاً وجود زائدی نداریم، هرچه هست خودش است و آن هم ماهیّت ندارد. پس آنچه که در ذهن میآید ماهیّات است نه وجود. و وقتی که او در ذهن ارتسام پیدا میکند، بحقیقته ارتسام پیدا نکرده است و فقط یک ابهام و اجمالی از او مرتسم شده است.
اللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 62.
