
بداهت مفهوم وجود
و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود میپردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح مینماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده میباشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده میشود و بیان میگردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء میگردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسشهای طلاب پاسخ داده میشود.
بداهت مفهوم وجود
18مثلاً این شیء به اینصورت در خارج تحقّق دارد و بعد من از آن قرمزی و سفیدی و خصوصیّاتی را انتزاع میکنم. اما صحبت در این است که این سفتی و این ثقالت و این خصوصیّات برای ماهیّت است؟! ماهیّت کجا است؟!
بله، این به خاطر این است که وجود خودش را مقیّد کرده و آثاری غیر از آثار دیگر خودش بروز میدهد. مثلاً آب وقتی که سرد شد از خودش برودت را بیرون میدهد. وقتی که شما آب را در یخچال گذاشتید و مقیّدش کردید و تبدیل به یخ کردید، اگر به سرتان بزنید میشکند. اما همین یک لیوان آب را اگر روی سرتان بریزید طوری نمیشود.
تلمیذ: این آثار وجود خارجی و وجود عالم طبع است، ولی وجود عالم ملکوت و وجود عالم مثال چه؟
استاد: بله، دیگر فرق نمیکند. همینقدر که شما بگویید که وجود آمد و خودش را مقیّد کرد و یک آثاری از خودش بروز داد، مسئله تمام است. این وجود در اینجا این آثار را دارد و در آنجا آن آثار را دارد.
تلمیذ: چرا آثار مختلف شد؟
استاد: لازمۀ وجود این است که میتواند آثار مختلف به خود بگیرد. نه تنها آثار مختلف، بلکه تمام هرچه که هست و نیست از وجود است؛ میتواند خودش را سرد کند، میتواند خودش را گرم کند، میتواند خودش را ولرم کند، میتواند خودش را سبک کند، میتواند خودش را سفت کند، میتواند خودش را...
تلمیذ: پس میتواند در ذهن هم بیاید؟ اگر تمام آثارش مترتّب است؛ پس با آمدن در ذهن هم آثارش میآید؟!
استاد: بسیار خوب، همان وجود در ذهن میآید اما آن کوه در ذهن میآید؟! کوه که در ذهن نمیآید. إنشاءالله بعداً در بحث وجود ذهنی که خیلی بحث مهمی است در آنجا میگوییم که این وجود در خود ذهن هم یک آثاری دارد.
تمام سیرِ سالک به خاطر این صور نفسانی است. چرا وقتی که شما یک صورتی را تصوّر میکنید رنگتان قرمز میشود؟! چرا وقتی که شما یک قضیّه را تصوّر میکنید تمام بدنتان داغ میشود؟! این آثار مگر برای غیر از وجود است؟! مگر برای غیر از این صورتی است که آمده است؟! صورت که اثر ندارد و منشأ چیزی نیست، بلکه این وجود است که آمده در آنجا و اثر دارد. این وجود در خارج یک اثری دارد و در ذهن یک اثر دیگری دارد... 1
- .
- .
