
بداهت مفهوم وجود
و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود میپردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح مینماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده میباشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده میشود و بیان میگردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء میگردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسشهای طلاب پاسخ داده میشود.
بداهت مفهوم وجود
13پس چهکار میکنیم؟ به عوارض وجودی خدا نگاه میکنیم و میبینیم خدا رزق داده است پس رازق است، خدا خلق کرده است پس خالق است، خدا قهر کرده است پس قهّار است. تمام اینها که خدا نشد! شما در تمام اینها عوارض خدا را بیان کردهاید، پس خدا در این وسط چه چیزی است؟!
منبابمثال شما میگویید که زید کیست؟ میگویم که زید قبای زرد میپوشد! حالا این به زید چه مربوط است؟ زید عصای سیاه در دستش میگیرد! این به زید چه مربوط است؟ زید رنگ صورتش فلان است، زید منبابمثال خیلی خشمگین میشود، غضب میکند، میخندد، بخشنده است و... تمام اینها که زید نیست بلکه عوارض خارجی زید است که شما زید را به آنها تعریف کردهاید ولی زید غیر از اینها است.
لذا از همین مطلبی که مرحوم حاجی از آن استفادۀ بداهت وجود و خفاء کنه وجود را کردهاند و به آن دلیل آوردهاند، ما هم همین را دلیل میگیریم برای وجود منبسط که ذات پرودگار است و میگوییم که در آن هم همینطور است.
معیار فلسفی بودن مباحث از دیدگاه استاد
تلمیذ: آیا این دوتا یکی نیستند؟
استاد: بله، من هم همین را عرض میکنم؛ یعنی ما هم در اینجا برای تعریف پروردگار و ذات ربوبی، همین دلیل و تعریف را میآوریم که مفهومه من أعرف الأشیاء؛ میگوید:
تسبیحگوی او نه بنیآدمند و بس *** هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد تمام عالم مظاهر خدا هستند و او هم در پشت پرده پنهان شده است و هیچ خبری از او نیست؛ یعنی پیش ما خبری از او نیست؛ و کنهه فی غایة الخفاء.
و ادراک صورت ذهنیّۀ پروردگار در وجود انسان، همین خدای ساختگی است که امام صادق و معصومین دیگر علیهم السّلام میفرمایند که همۀ اینها را دور بریزید. اینها همه ساختگی و غیر واقعی است ادراک واقعیّت فقط به کشف است که همان وجود ذهنی است برای انسان.
مباحث فلسفی یک مباحث دُگم و محدود و مقیّد به اراده و اختیار نویسنده نیستند، بلکه قوانینی هستند که هر کس این قوانین را فرابگیرد میتواند از مطالب آن محدوده جهش کند و به مطالب دیگر برسد.
