اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بداهت مفهوم وجود

و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن

0
منظومه

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود می‌پردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح می‌نماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده می‌باشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده می‌شود و بیان می‌گردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء می‌گردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسش‌های طلاب پاسخ داده می‌شود.

نسخه عربی

بداهت مفهوم وجود

3
  • در واقع علمِ به علم، حصولی می‌شود. اما خودِ آن علم و کشف اول برای ذات؛ یعنی ذات برای ذات و نفس برای ذات، حضوری است و وقتی که می‌خواهد به ذهن بیاید، در آن‌وقت حصولی می‌شود.

  • تلمیذ: گفته‌اند که علم انسان به صوری که در ذهن از صورتِ اشیاء خارجی تصوّر (ارتسام) می‌شود حضوری است؛ چون علم به قاعدۀ اتّحاد عاقل و معقول، جزء نفس انسان می‌شود!

  • استاد: إن‌شاءالله بعداً در همین مطلب عرض می‌کنیم که نحوۀ ارتسام صور چگونه است؟! البتّه برگشت تمام علوم حصولی به حضوری است؛ طبق بیانی که دیروز عرض کردیم یعنی در واقع لازمۀ اینکه انسان مدرکات و معلول بالذّات را ادراک بکند، اتّحاد انسان با آن معلوم بالذّات است.

  • منتها در علم حضوری آنچه که هست مخفی است و برای مُدرِک، خود علم حضوری غیر مُدرَک است. بله، اگر آن علم حضوری بخواهد در ذهن بیاید و مُدرَکِ مُدرِک بشود، این همان علم حصولی است که اکتساب است. و همان‌طور که دیروز گفتیم برگشتش به همان علم حضوری است.

  • تمام علوم و مدرکات انسان حضوری است، منتها اگر همین علوم بخواهند در ذهن ارتسام پیدا بکنند حصولی می‌شوند. علمِ به علم، حصولی است.

  • در اینجا می‌خواهیم ببینیم که آیا انسان می‌تواند مفهوم وجود را در ذهن خودش مرتسم بکند یا نمی‌تواند مرتسم بکند؟ با بیانی که عرض کردیم که آنچه در ذهن است عبارت از ماهیّات یا عوارض و حدودِ وجود است، این مسئله به خوبی روشن می‌شود که وجود نه خودش از ماهیّات است که بتوان با تعریف حدّی او را در ذهن آورد؛ چون حدّ عبارت از تعریف به جنس و فصل است.

  • جنس، یک مفهوم اعمّ از معرَّف است، که به‌وسیلۀ آن مفهوم اعمّ، انسان دائرۀ معرَّف را یک قدری در ذهن ترسیم می‌کند و بعد یک مفهوم مساوی با آن معرَّف می‌آورد که عبارت از فصل است و به‌وسیله آن مفهوم مساوی، معنای معرَّف روشن می‌شود.