
بداهت مفهوم وجود
و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود میپردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح مینماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده میباشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده میشود و بیان میگردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء میگردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسشهای طلاب پاسخ داده میشود.
بداهت مفهوم وجود
2بسم الله الرحمن الرّحیم
بداهت مفهوم وجود
مُعرِّفُ الْوُجُودِ شَرْحُ الإِسْمِ *** وَ لَیْسَ بِالحَدِّ وَ لاَ بِالْرَّسْمِ مَفْهُومُهُ مِنْ أعْرَفِ الأشْیَاء *** وَ کُنْهُهُ فِی غَایَةِ الْخَفَاءِ1 بدیهیترین مفهومی که در ذهن انسان پیدا میشود مفهوم وجود است. حتّی اولین مطلبی را که بچۀ کوچک احساس میکند مفهوم هستی است. شاید بشود گفت که اولین ادراک بچه از مفاهیم، ادراک مفهوم هستی است؛ یعنی همینقدر که میخواهد شیر بگیرد، یعنی در آنوقتی که قوّۀ درّاکهاش نه بهطور تصدیق بلا تصوّر، بلکه [فقط] با تصوّرِ بودن شیر در سینۀ مادر [شکل گرفته است]، همینکه احساس میکند شیری وجود دارد مفهوم هستی را ادراک میکند. و همینطور این مفهوم با انسان هست تا اینکه رشد پیدا بکند و بالا بیاید و به مفاهیم دیگر برسد و به مطالب دیگر دست بیابد.
عدم امکان تعریف حدّی و رسمیِ وجود
إنشاءالله بعداً به طور کلی در بحث وجود ذهنی خواهد آمد که تمام چیزهایی که در ذهن و وجود ذهنی انسان تحقّق پیدا میکنند، عبارت هستند از صوری که مترتّب بر ماهیّات و حدود هستند. با نحوۀ بیانی که هر کدام از آقایان در اینجا دارند که بعضی وجود ذهنی را کیف نفسانی و بعضی غیر از آن میدانند.
در آنجا این بحث میآید که اختلاف و تعارض و تناقضی که در اینجا پیش میآید به این است که هرچه که در ذهن هست و به صورت علم حصولی نه علم حضوری در ذهن انسان میآید، عبارت است از حدود و رسوم که به ماهیّات تعلّق دارند.
تلمیذ: آیا علم حضوری در ذهن میآید؟
استاد: عرض کردم آنچه که در ذهن است به علم حصولی است و علم حضوری در ذهن نمیآید.
تلمیذ: علم انسان بهصورتیکه در ذهن است حضوری است؟
استاد: آن، وجدان است. وجدانش حضوری است اما همان علم اگر دوباره بخواهد در ذهن بیاید حصولی میشود؛ یعنی شما اگر همین علم به ذات خود را بخواهید در ذهن بیاورید، این دوباره حصولی میشود.
- . شرح منظومه؛ ج 2، ص 59.
