
بداهت مفهوم وجود
و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود میپردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح مینماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده میباشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده میشود و بیان میگردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء میگردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسشهای طلاب پاسخ داده میشود.
بداهت مفهوم وجود
17و بهذا البیت جُمع بین قول من یَقولُ: «إنَّه بدیهیٌ» ـ ای مفهومه ـ و قول من یقول: «أنّه لا یتصوّرُ أصلًا» ای حقیقته و کُنهه؛
«در این بیت جمع شده است بین قول کسی که میگوید وجود بدیهی است؛ یعنی مفهومش بدیهی است و کسانی که قائل هستند به اینکه وجود اصلاً تصوّر نمیشود؛ یعنی حقیقت و کنهش تصوّر نمیشود.»
دلیل اول برای غیر قابل ادراک بودن حقیقت وجود
إذ لو حصلت فی الذّهن، فإمّا أن یُترتّب علیها آثارها، فلم یَحصُل فی الذّهن، إذ الموجود فی الذّهن ما لا یُترتّب علیه الآثار المطلوبة منه؛
«زیرا اگر حقیقت وجود در ذهن حاصل بشود یا آثار آن حقیقت وجود در ذهن میآید، البتّه آثار وجود خارجی،1 که این آثار در ذهن نیامده است؛ چون اگر بخواهد آن آثار خارجی در ذهن انسان بیاید، کلّۀ آدم منفجر میشود. شما بخواهی یک کوه را در کلّهات بیاوری، یک سنگش جا نمیشود! چه برسد به اینکه بخواهی یک کوه را بیاوری؛ زیرا موجود در ذهن آن است که آثار مطلوبه از او در ذهن نیاید.»
تمام آثار در تمام مراتب، از آنِ وجود
تلمیذ: آثار مطلوبه، برای ماهیّت کوه است یا وجود کوه؟
استاد: برای وجود است.
تلمیذ: شما فرمودید که ما در سیر صعود ماهیّات را نفی میکنیم و وجود میماند. وجود باید در خارج و در تمام مراحل آثار ثابت داشته باشد. درحالیکه بهطور مثال سوزندگی آتش در عالم طبع است و در عالم ملکوت و مثال که سوزندگی ندارد؟!
استاد: همان وجود در اینجا این آثار را به خودش گرفته است. یعنی همان وجود مقیّد شده است.
تلمیذ: میخواهم این را عرض کنم که این آثار مطلوب برای وجود نیست؛ چون اگر آثار برای وجود باشد، ما باید در تمام مراحل این آثار را ببینیم؟!
استاد: ماهیّت یک امر عدمی است و وجود است که به این شکل در آمده است. و ما از آن وجود، ماهیّت را تازه انتزاع میکنیم. وگرنه ماهیّت که چیزی نیست. اگر هست شما در خارج به من نشان بدهید؟!
- . بعداً در بحث وجود ذهنی خواهیم گفت که وجود ذهنی نه کیف است و نه غیر کیف و فقط وجود است.
إنشاءالله در آنجا به این بحث میرسیم و اینطورکه به نظر میرسد در آن بحث قبلی که صحبت شد نه قول مرحوم حاجی، نه قول مرحوم ملاّصدرا، نه محقق دوانی، بلکه شاید به یک قول رابع و خامسی برسیم، که آن حکایت میکند از اینکه تمام آنچه که در ذهن و نفس انسان میماند، آنها فقط از سنخ وجود هستند
- . بعداً در بحث وجود ذهنی خواهیم گفت که وجود ذهنی نه کیف است و نه غیر کیف و فقط وجود است.
