
بداهت مفهوم وجود
و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود میپردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح مینماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده میباشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده میشود و بیان میگردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء میگردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسشهای طلاب پاسخ داده میشود.
بداهت مفهوم وجود
15أی مطلب «ما» الشّارحة، و هو ما یُقالُ بـالفارسیّه: «پاسخ پرسش نخستین»؛
«تمام این تعریفات وجود، شرح الاسم هستند؛ یعنی مطلب «ما» شارحه هستند. با «ما» شارحه اسمی آمدهاند و یک معنایی را روشن کردهاند. به فارسی هم گفته میشود: پاسخ پرسش نخستین.»
البتّه این ما شرح الاسم به «ما» حقیقی هم گفته میشود؛ یعنی اشتراک لفظی دارد، که هم به «ما» حقیقیّه گفته میشود و هم به «ما» شرح الاسم.
لذا در اینجا که بعضی آمدهاند به مرحوم حاجی اعتراض کردهاند که چرا برای شرح الاسم، «ما» شارحه آوردهاید و نباید «ما» شارحه بیاورید، بلکه باید بگویید «ما»، نه «ما» شارحه؛ شاید دلیل اعتراضشان این باشد که «ما» شارحه را برای حقیقیّه گرفتهاند! اما به نظرم این اعتراض وارد نیست؛ چون «ما» شارحه را در بعضی از کتب به معنای «ما» شارحه حقیقیّه گرفتهاند!
ولیکن بنا بر قول محقق، «ما» شارحه به دو چیز گفته میشود: «ما» شارحه شرح الاسم و «ما» شارحه حقیقیّه که عبارت از حقیقت و کنه شیء است.12
دیدگاه شیخالرئیس دربارۀ شرحِ وجود
قال شیخ الرئیس فی النجاة:: «إنّ الوجود لا یمکن أن یشرح بغیر الإسم لأنّه مبدأ أوّل لکلّ شرحٍ، فلا شرح له؛ بل صورته تقوم فی النفس بلا توسُّط شیءٍ»؛3
«شیخ الرئیس در کتاب نجات فرموده است که وجود امکان ندارد که به غیر اسم شرح بشود؛ چون وجود، مبدأ اول برای هر شرحی است و شما هر چیزی را بخواهید شرح بکنید با وجود شرح میکنید و با آن ماهیّاتی که عارض بر وجود شدهاند شرح میکنید. اما خود وجود که ماهیّت ندارد تا با آن ماهیّت وجود را شرح بدهید، بلکه صورت آن وجود در نفس، بدون توسط شیئی قائم میشود، البتّه صورت اجمالی وجود.»
عدم امکان تعریف وجود به حد و رسم
(وَ لَیْسَ) أی المعرّف (بِالحَدِّ) حیث أنَّ الوجود بسیطٌ، لا فصل له و لا جنس له، ـ کما سیجیء ـ(وَلاَ بِالْرَّسْمِ) لأنَّ الرسْم یکون بالعَرضیِّ الذی من الکلّیِّات الخمس، الّتی مَقسَمُها شیئیَّة المَهیة، و الوجود و عوارضه لیست من سنخ المهّیة؛
- . تلمیذ: یعنی اگر بعد از هل بسیطه باشد «ما» شارحه حقیقیه میشود؟
استاد: بله! - . المنطق، محمدرضا مظفر، ص 112.
- . النجاة، ابن سینا، ص 496.
- . تلمیذ: یعنی اگر بعد از هل بسیطه باشد «ما» شارحه حقیقیه میشود؟
