
بداهت مفهوم وجود
و غیر قابل ادراک بودن حقیقت آن
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در این جلسه از دروس شرح منظومه، به مبحث بداهت وجود میپردازد. مرحوم استاد در تبیین این بحث، دلیل عدم امکان تعریف حدّی و رسمی از وجود، سرّ عدم امکان ادراک ذهنی و تصور حقیقت وجود را تشریح مینماید. از نظر ایشان تنها راه ادراک صحیح حقیقت وجود، کشف باطنی ومشاهده میباشد. در بخش دیگری از مباحث این جلسه درسی، نحوۀ تبدیل ماده به مجرد و معنای آیه «ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقاً ءَاخَرَ» توضیح داده میشود و بیان میگردد که در سیر صعودی موجودات، ماهیات حذف و وجود ابقاء میگردد. در ادامه جلسه سوم، متن منظومه (الفریدة الأولی فی الوجُود وَ العَدمْ، غُرَرٌ فِی بَدَاهَةِ الْوجُود) توسط استاد تطبیق شده و به پرسشهای طلاب پاسخ داده میشود.
بداهت مفهوم وجود
12پس آن وجود حقیقتی است که شأنیّت و حیثیّتی دارد که هم با تجرد میسازد، هم با مثال میسازد و هم با مادّه میسازد؛ یعنی با تجرد و مادّه و مثال و بیحدّ میسازد. این میشود معنای وجود و حقیقت وجود. بنابراین مفهومی که از آن حقیقت وجود در ذهن میآوریم فقط بهطور ابهام است.
مثل قضیّۀ فیلی که آن شخص از هندوستان آورده بود که در مثنوی آمده است. گفتند که برویم و فیل را تماشا کنیم و شب بود. آن یکی آمد دستش به خرطومش خورد، گفت که فیل مانند ناودان است، نفر بعد آمد دستش به پایش خورد، گفت که فیل مانند ستون است، دیگری آمد دستش به کمرش خورد، گفت که فیل مانند تخت است. آن یکی دستش به جای دیگر خورد، گفت که فیل فلان است.1
هیچکدام نیامدند فیل را معنا کنند، چرا؟ به خاطر اینکه تاریک بود و آنچه که با آن تماس داشتند، لمس و حس بود و چون لمس و حس محدود است، بعضی از جاها را نشان میدهد و بعضی از جاها را مخفی میکند؛ لذا برداشت آن انسان از آن فیل به همان لمس و حسّی است که ما از او داریم، و برداشت ما از وجود نیز همینطور است؛ یعنی همینقدر ادراک میکنیم که وجودی هست.
عدم امکان تعریف ذات خداوند
و عجیب اینجا است که همین تعریف را ما برای پروردگار و ذات ربوبی هم میتوانیم بیاوریم که:
مَفْهُومُهُ مِنْ أعْرَفِ الأشْیَاء *** وَ کُنْهُهُ فِی غَایَةِ الْخَفَاءِ وقتی شما برای وجود نتوانستید تعریف بیاورید پس برای خدا هم نمیتوانید تعریف بیاورید. پس تمام تعاریفی که برای خدا میآید که قادر و رازق و خالق و... است، تمام اینها شرح الاسم است؛ چون خدا نه حقیقت دارد، و نه ماهیّت دارد که جنس و فصل برای او تشکیل بشود و با عرض خاصّ و عرض عامّ هم نمیتوانیم خدا را تعریف کنیم.
- . مثنوی معنوی، دفتر سوم: اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل.
