اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح خطبه مصنّف (2)

حقیقت حکمت

0
منظومه

حضرت آیةالله استاد حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه دوم از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را با توضیحی پیرامون تنزل نور پروردگار در عالم خلقت شروع می‌کنند. ایشان ضمن تشریح کیفیت استنارۀ اشیاء از وجه پروردگار، تفاوت مقام احدیت و واحدیت را تبیین می‌کنند. مرحوم استاد در توضیح «حکمت» به نمونه‌هایی از استعمال این لفظ در آیات و روایات اشاره کرده و سپس تعریف حکماء و توضیحات حاجی را در این خصوص تبیین می‌نمایند. استاد حسینی طهرانی در مقام بیان حکمت عملی، توضیح جامع و کاملی پیرامون عبارت مشهور «اللَهمّ أرِنا الأشیاء کما هی» ارائه نموده و سپس به تناسب همین بحث، به بیان چیستی ماهیت و مراتب آن می‌پردازند. مرحوم استاد در انتهای این جلسه، به تطبیق متن کتاب شرح منظومه و توضیح مفاد آن پرداخته است و در ضمن آن، مباحثی مانند: معنای فی‌ء در اصطلاح فلسفه، عدم استقلال موجودات در قبال پروردگار، معنی حکمت در لسان حکما و برتری حکمت و فلسفه بر سایر علوم بیان شده است.

نسخه عربی

شرح خطبه مصنّف (2)

9
  • پس ماهیّت یکی است ولی آن ماهیّت مراتب مختلفی در وجود به خود می‌گیرد. هر لحظه به شکلی این بت عیّار ما در می‌آید؛ گاهی جایش در ملکوت است، گاهی در مثال است. البتّه نه‌اینکه گاهی هست و گاهی نیست بلکه تمام این مراحل هستند و آنچه که فعلاً نیست فقط صورت ذهنی است که با ادراک مُدرِک، آن صورت ذهنی هم پیدا می‌شود.

  • بنابراین ماهیّت می‌شود ماهیّت واحد که عبارت از صورة الشیء است یعنی صورت خود شیء است که آن صورت شیء قوالب وجودی متعدّدی به خود می‌گیرد.

  • پس اگر توانستیم ماهیّت یک شیء را کما هی‌هی و به واقع ادراک بکنیم، به خود واقع رسیده‌ایم و انگار خودمان آن واقع هستیم، چه فرقی می‌کند؟! چه حسن در ذهن من بیاید و چه من در قالب حسن بروم. بنا بنای ادراک و علم و معرفت است پس هر دو فرق نمی‌کنند! چه من در وجود او بروم و چه او در وجود من بیاید. وجود خارجی این دو که قاطی [و مخلوط] نمی‌شود؛ وجود خارجی او مال او است و وجود خارجی من هم مال من است. آن چیزی که هست ماهیّت است و اطلاع و ادراک من بر ماهیّت او، انگار شدن من است در ماهیّت او، چه فرقی می‌کند؟! آن ماهیّت بتمامه در ذهن من آمد.پس اگر بتوانم به‌طور واقع بر عالم کون و فساد و عوالم بالا اطلاع پیدا بکنم و آنها را در ذهن خودم کما هی‌هی بیاورم، از نقطه‌نظر فنّی می‌شوم کلّ عالَم.

  • هر آن کس ز دانش برد توشه‌ای***جهانیست بنشسته در گوشه‌ای1
  • این شخص واقعاً یک جهان است و با یک جهان فرق نمی‌کند. به او بگویند که بیا آنجا را ببین، می‌گوید من که آنجا را می‌بینم! نه‌اینکه خودش رفته در آنجا بلکه یعنی این شخص الآن خودش را در آنجا حاضر می‌بیند.

  • حکایتی از احاطۀ علامه طهرانی بر حقائق عالَم

    1. . منسوب به ادیب پیشاوری.