اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح خطبه مصنّف (2)

حقیقت حکمت

0
منظومه

حضرت آیةالله استاد حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه دوم از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را با توضیحی پیرامون تنزل نور پروردگار در عالم خلقت شروع می‌کنند. ایشان ضمن تشریح کیفیت استنارۀ اشیاء از وجه پروردگار، تفاوت مقام احدیت و واحدیت را تبیین می‌کنند. مرحوم استاد در توضیح «حکمت» به نمونه‌هایی از استعمال این لفظ در آیات و روایات اشاره کرده و سپس تعریف حکماء و توضیحات حاجی را در این خصوص تبیین می‌نمایند. استاد حسینی طهرانی در مقام بیان حکمت عملی، توضیح جامع و کاملی پیرامون عبارت مشهور «اللَهمّ أرِنا الأشیاء کما هی» ارائه نموده و سپس به تناسب همین بحث، به بیان چیستی ماهیت و مراتب آن می‌پردازند. مرحوم استاد در انتهای این جلسه، به تطبیق متن کتاب شرح منظومه و توضیح مفاد آن پرداخته است و در ضمن آن، مباحثی مانند: معنای فی‌ء در اصطلاح فلسفه، عدم استقلال موجودات در قبال پروردگار، معنی حکمت در لسان حکما و برتری حکمت و فلسفه بر سایر علوم بیان شده است.

شرح خطبه مصنّف (2)

20
  • و ما یقرب من ذلک؛ «مثل مُنشَآت و آن افعال انشائی پروردگار که آنها در همان صور مثالیّه و برزخیّه است.»

  • و المعلوم فی غیرها لیس إلّا الأعراض، کالکمیّات أو الکیفیّات أو الحرکات أو ما یجری مجراها؛

  • «و آنچه که معلوم در غیر حکمت است فقط اعراض هستند. آن علوم در اعراض صحبت می‌کنند مثل هندسه و به‌طور مثال کیفیّات و رنگرزی و شیمی و ریاضی. در کمیّات و کیفیّات و حرکات صحبت می‌کنند که این حرکت بطیء و ثقیل و امثال‌ذلک است.

  • یا در آنچه که در مجرای اینها و در مجرای حرکات است مثل سکنات و... از این علومی که مربوط به علم فیزیک و امثال‌ذلک که در این مسائل هستند، صحبت می‌کنند.»

  • مرتبۀ حکمت نزد ملاهادی سبزواری 

  • (لاَقَتْ) أی الحکمة المُتعالیة أو المنظومة، باعتبار اشتمالها علی مسائل الحکمة المتعالیة ـ و قِس علیه الضمیر فی البیت الثانی ـ (بِرَسْمٍ) أی بأن یحرّر (بمدَادِ النُّورِ فِی صَفَحَاتٍ مِنْ) ـ بیانیّة ـ (خُدُودِ الْحُورِ)؛

  • «این علم ما که حکمت است لیاقت دارد به اینکه با مداد نور بر صفحاتی که عبارتند از خدود حور نوشته بشود. منظومه بگوییم به اعتبار اینکه بر مسائل حکمی مشتمل است. فی صفحات (مِن؛ این مِن بیانیّه است) یعنی در خدود الحور باید نوشته شود.»

  • ببینید مرحوم حاجی در مقام ثبوت چقدر به این مسائل معتقد بوده است. این حرف‌ها را که بی‌خود نمی‌زند. یعنی این‌قدر به این مسائل حکمیّه اعتقاد داشت و واقعیّتش را در وجود خودش می‌دید که این‌طور دارد تعریف می‌کند. می‌گوید این مطالب من شوخی نیست، اینها را باید با مداد نور بر خدود حور بنویسند نه روی کاغذ!

  • أبْحَارُهَا مَشْحُونَةٌ مِنْ درَرٍ***بُسْتَانُهَا مُوَشَّحٌ بِالزُّهَرِ
  • «دریاهایش پر از درر است و باغ‌هایش به گل‌ها زینت شده است.»

  • (سَمَّیْتُ هِذٰا) عائدٌ إلی «الکتاب» لم نقل «هذی»، وِفقًا لقولنا «فیها» رعایةً للترصیع، (غُرَرُ الفَرَائِد)؛

  • «من این کتاب را غرر الفرائد نامیدم. و گفتم «هذا» نه «هذی» چون بعدش «فیها» داریم. رعایةً للتّرصیع؛ که آنچه که در این نیم بیت هست با آنچه که در آن نیم بیت است هم وزن باشد. یعنی «هذا» و «فیها» هر دو آخرشان الف باشد.»