
شرح خطبه مصنّف (2)
حقیقت حکمت
حضرت آیةالله استاد حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه دوم از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را با توضیحی پیرامون تنزل نور پروردگار در عالم خلقت شروع میکنند. ایشان ضمن تشریح کیفیت استنارۀ اشیاء از وجه پروردگار، تفاوت مقام احدیت و واحدیت را تبیین میکنند. مرحوم استاد در توضیح «حکمت» به نمونههایی از استعمال این لفظ در آیات و روایات اشاره کرده و سپس تعریف حکماء و توضیحات حاجی را در این خصوص تبیین مینمایند. استاد حسینی طهرانی در مقام بیان حکمت عملی، توضیح جامع و کاملی پیرامون عبارت مشهور «اللَهمّ أرِنا الأشیاء کما هی» ارائه نموده و سپس به تناسب همین بحث، به بیان چیستی ماهیت و مراتب آن میپردازند. مرحوم استاد در انتهای این جلسه، به تطبیق متن کتاب شرح منظومه و توضیح مفاد آن پرداخته است و در ضمن آن، مباحثی مانند: معنای فیء در اصطلاح فلسفه، عدم استقلال موجودات در قبال پروردگار، معنی حکمت در لسان حکما و برتری حکمت و فلسفه بر سایر علوم بیان شده است.
شرح خطبه مصنّف (2)
13معنی ظلّ و فیء در اصطلاح فلاسفه
(وَ عِنْدَ نُورِ وَجْهِهِ سواهُ)؛ وجودًا کان أو مهیّة، (فَیءٌ)؛
«سوای آن نور وجه پروردگار فَیء است، حالا میخواهد وجود باشد یا ماهیّت. یعنی نور وجه پروردگار وقتی که به افاضه و اضافۀ اشراقیّه بر هیاکل ممکنات اشراق میکند، وجود آنها همه فیء و معلول است و حکم سایه را دارد نسبت به [صاحبِ] ذی سایه.»
و علّت اینکه فیء و سایه میگویند بهخاطر این است که در سایه نور هست اما نورش کمتر است. چرا به ما أظلال و ظلّ میگویند؟ ما همه ظلّ الله هستیم یعنی سایه خدا هستیم.
این عبارت ظلّ و فیء که در اصطلاح فلاسفه هست به خاطر این است که وقتی نور به این شیء میافتد؛ این طرفی که نور افتاده است، نورش زیاد است ولی آن طرف دیگر سایه است.
سایه ظلمت محض نیست بلکه آن سایه نور دارد ولی نورش نسبت به نور طرف دیگر کمتر است. ما هم دارای نور وجودی هستیم منتها نور وجودی ما نسبت به نور وجودی پروردگار ضعیفتر و کمرنگتر است؛ یعنی نور پروردگار جدای از آن نیست. و همین نور باعث نور آن سایهای که الآن هست شده است، منتها آن نور در طرفی که نور افتاده است قوی است و در طرف سایه ضعیف است. نهاینکه آن نور غیر از این نور و جدای از این نور است.
معلول نسبت به مقام علّت در مرحلۀ سایه است؛ مانند نور ضعیف سایه نسبت به لامپ پانصدی که الآن دارد تلألؤ و تشعشع میکند. ما هم نسبت به علّت، حکم این سایه را داریم؛ لذا به همه ما میگویند سایه.
أظلال یعنی سایهها، ظلّ و فیء یعنی سایه. بهطورکلّی به معلول ـ وجود باشد یا ماهیّت ـ سایه و فیء میگویند. ماهیّت که امر عدمی است و وجود ندارد یعنی وجود ماهیّت به وجود است.
أمّا الوجود الخاصّ، فظاهرٌ؛
«اما وجود خاص روشن است که نسبت به آن وجود منبسط معلول است. پس معلول نسبت به آن وجود قوی و شدید حکم سایه را دارد.»
