اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح خطبه مصنّف (2)

حقیقت حکمت

0
منظومه

حضرت آیةالله استاد حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه دوم از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را با توضیحی پیرامون تنزل نور پروردگار در عالم خلقت شروع می‌کنند. ایشان ضمن تشریح کیفیت استنارۀ اشیاء از وجه پروردگار، تفاوت مقام احدیت و واحدیت را تبیین می‌کنند. مرحوم استاد در توضیح «حکمت» به نمونه‌هایی از استعمال این لفظ در آیات و روایات اشاره کرده و سپس تعریف حکماء و توضیحات حاجی را در این خصوص تبیین می‌نمایند. استاد حسینی طهرانی در مقام بیان حکمت عملی، توضیح جامع و کاملی پیرامون عبارت مشهور «اللَهمّ أرِنا الأشیاء کما هی» ارائه نموده و سپس به تناسب همین بحث، به بیان چیستی ماهیت و مراتب آن می‌پردازند. مرحوم استاد در انتهای این جلسه، به تطبیق متن کتاب شرح منظومه و توضیح مفاد آن پرداخته است و در ضمن آن، مباحثی مانند: معنای فی‌ء در اصطلاح فلسفه، عدم استقلال موجودات در قبال پروردگار، معنی حکمت در لسان حکما و برتری حکمت و فلسفه بر سایر علوم بیان شده است.

نسخه عربی

شرح خطبه مصنّف (2)

7
  • حکیم آن کسی نیست که مطالب کتاب را طوطی‌وار در ذهن دارد، بلکه حکیم به معنای واقع به [صاحب] حکمت عملی گفته می‌شود. یعنی حکیم آن شخصی است که نفسش [واقعیّت اشیاء را ادراک بکند].

  • در واقع می‌توانیم بگوییم که حکمت عملی و عرفان عملی هر دو یک مطلب و یک مسئله هستند. کسی که حکمت در وجودش راه پیدا نکرده است و فقط قواعدی را در ذهن دارد و مطالب را با آن قواعد استنتاج می‌کند، به او حکیم گفته نمی‌شود. او فقط یک کتاب و مسائلی را حفظ کرده است.

  • معنای «اللَهمّ أرِنا الأشیاء کما هی»

  • اما اینکه انسان به کُنه اشیاء پی ببرد و واقعیّت اشیاء را ادراک بکند، همان است که پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌فرمودند: «اللَهُمَّ أَرِنَا الأشْياءَ كَمَا هِى‌»1 در آن دعای معروف: «اللَهمّ اجعل فی قلبی نورا و فی بصری نورا و فی لسانی نورا و فی یَدَیَّ نورا وفی رجلی نورا»؛ و بعد می‌فرمایند: «اللَهُمَّ أَرِنَا الأشْياءَ كَمَا هِى‌»؛ خدایا در چشم و قلب من نور قرار بده تا آنچه را که واقعیّت دارد ببیند. چشم من واقع را ببیند نه ظاهر را، گوش من واقع را بشنود نه ظاهر را، تا بعد می‌فرمایند که خدایا: «اللَهُمَّ أَرِنَا الأشْياءَ كَمَا هِى‌»؛2 «خدایا اشیاء را بواقعیّتها و همان‌طوری‌که هستند به من نشان بده»! یعنی در اشیاء سببیّت و ربط را به من نشان بده، که وقتی به اشیاء نگاه می‌کنم به تو نگاه بکنم.کلام بابا طاهر هم که می‌گوید:

  • به صحرا بنگرم صحرا ته وینم***به دریا بنگرم دریا ته وینم
  • به هرجا بنگرم کوه و در و دشت***نشان روی زیبای ته وینم3
  • آن هم حکایت از همین مسئله و جهت می‌کند.

  • این کلام پیغمبر همان تحقّق حکمت در انسان است. اللَهمّ أرِنا الأشیاء کما هی؛ یعنی حقیقت اشیاء را در وجود ما محقق بکن که ما اشیاء را بواقعیّتها وآن‌طوری که هستند ببینیم، و این حکمت می‌شود.

    1. معادشناسی، ج ٥، ص ١٠٧؛ این دعای شریف در همین مجلّد ص ١٠٦ تحت رقم ١٦ از دعاهایی که مناسب است انسان در قنوت بخواند، و نیز در همین موسوعه، مجلّد دوم، ص ١١٣ و ١١٤، آمده است. (محقّق)
    2. الله شناسی، ج 1، ص: 224، تعلیقه 2:«از جملۀ فقرات دعائی است که در قنوت نمازهای فریضه و نافله خوانده می‌شود و اول فقرۀ آن این است: اللَهمّ ارزُقنی حُبَّکَ و حُبَّ ما تُحِبُّهُ و حُبَّ مَن یُحِبُّکَ و العَمَلَ الَّذی یُبَلِّغُنی إلَی حُبِّکَ و اجعَل حُبَّکَ أحَبَّ الأشیاءِ إلَیَّ.(همۀ این دعا را در بحر المعارف، ص 309 ـ قسمتی را از حضرت رسول و قسمتی را از امیرالمؤمنین علیهما الصّلاة و السّلام ـ آورده است و نیز در مجموعه مطبوعه‌ای کوچک از حاج ملاّ محمّدجعفر کبودرآهنگی قسمتی از آن موجود است.)آیت عظمای حق، مرحوم حاج میرزا سید علی آقا قاضی ـ تغمّده الله برضوانه ـ به شاگردان خود دستور می‌داده‌اند این دعا را در قنوت نمازهایشان بخوانند.شیخ نجم الدّین رازی در مرصاد العباد خصوص این فقره را در ص 309 از رسول خدا حکایت نموده است. و در ص 631 در تعلیقات آن آمده است: «حدیثی است که در تعلیقات فیه ما فیه، ص 214 آمده است.»و ایضاً رازی در رسالۀ عشق و عقل، ص 74 بدان تمسّک جسته است و معلق آن در تعلیقه، ص 103 و 104 گوید: ”مأخوذ است از حدیث: اللَهمّ أرِنا الأشیاء کما هی که منسوب به حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم است. در کتب حدیث و معجم المفهرس دیده نشد.“مولانا جلال‌الدّین در مثنوی از این مضمون استفاده فرموده است:
      ای میسّر کرده بر ما در جهان***سخره و بی‌کار ما را وارهان
      طعمه بنموده به ما و آن بوده شست***آن‌چنان بنما به ما آن را که هست
      ای خدای راز دان خوش‌سخن***عیب کار بد ز ما پنهان مکن
      راست بینی گر بُدی آسان و زبّ***مصطفی کی خواستی آن را ز ربّ
      گفت بنما جزء جزء از فوق و پست***آن‌چنان‌که پیش تو آن چیز هست
      ای خدا بنمای تو هر چیز را***آن‌چنان‌که هست در خدعه سرا
      شیخ عطّار نیز به این حدیث اشاره کرده است:
      اگر اشیا همین بودی که پیداست***کلام مصطفی کی آمدی راست
      که با حقّ سرور دین گفت: الهی***به من بنمای اشیا را کَما هِی
      (نقل از کتاب فیه ما فیه) و شیخ عزیز الدّین نسفی در کتاب الإنسان الکامل در سه موضع (ص 161 و ص 355 و ص 447) تصریح دارد که این کلمه عبارت پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم است.»
    3. دیوان باباطاهر، دوبیتی شمارۀ 162.