اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح خطبه مصنّف (2)

حقیقت حکمت

0
منظومه

حضرت آیةالله استاد حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه دوم از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را با توضیحی پیرامون تنزل نور پروردگار در عالم خلقت شروع می‌کنند. ایشان ضمن تشریح کیفیت استنارۀ اشیاء از وجه پروردگار، تفاوت مقام احدیت و واحدیت را تبیین می‌کنند. مرحوم استاد در توضیح «حکمت» به نمونه‌هایی از استعمال این لفظ در آیات و روایات اشاره کرده و سپس تعریف حکماء و توضیحات حاجی را در این خصوص تبیین می‌نمایند. استاد حسینی طهرانی در مقام بیان حکمت عملی، توضیح جامع و کاملی پیرامون عبارت مشهور «اللَهمّ أرِنا الأشیاء کما هی» ارائه نموده و سپس به تناسب همین بحث، به بیان چیستی ماهیت و مراتب آن می‌پردازند. مرحوم استاد در انتهای این جلسه، به تطبیق متن کتاب شرح منظومه و توضیح مفاد آن پرداخته است و در ضمن آن، مباحثی مانند: معنای فی‌ء در اصطلاح فلسفه، عدم استقلال موجودات در قبال پروردگار، معنی حکمت در لسان حکما و برتری حکمت و فلسفه بر سایر علوم بیان شده است.

نسخه عربی

شرح خطبه مصنّف (2)

6
  • شما که می‌گویید اینها بشر هستند، دارید شعار می‌دهید! اصلاً می‌گوییم که اینها بشر نیستند و از بشر پائین‌تر هستند، بالأخره حرفی را که می‌زند ببینید اگر درست است قبول کن و اگر درست نیست قبول نکن.

  • وانگهی چطور این فیزیک و شیمی و ریاضی و امثال اینها که آمده است را قبول می‌کنی؟! چون می‌بینی اینها یک تعیّن و تحقّق خارجی دارند. مگر تمام اینها و مباحث مثلّثات و... از امام صادق و امام باقر علیهما السّلام آمده است؟!

  • این را می‌گویند: مقدّس مآبی، نگاه کردن به ظاهر، نگاه کردن به ریش و عمامه و توجه نکردن به عقل، و احساس و خیال و واهمه را بر عقل ترجیح دادن. مسئله این است!

  • تمام ائمه علیهم السّلام مبتلا به این اصحاب و افراد بودند؛ مثلاً اگر امام صادق علیه السّلام با آن كبكبه و دبدبه ‌و چهارصد پانصد شاگرد بود، راوی مطلب را قبول می‌کرد اما اگر امام جواد علیه السّلام نه ساله و ده ساله یک حرفی را می‌زد و می‌گفتند: «این امام است!» افراد می‌گفتند که برو بابا! مگر می‌شود که این امام باشد؟! و اگر فی‌الواقع نگاه بکنید می‌بینید که تمام افراد در احساسات و خیال هستند و کم هستند آن افرادی که مسائلشان را با تأمّل پیش ببرند.

  • تعریف حکمت در عبارت حاجی سبزواری

  • به حکمت از این نظر حکمت می‌گویند که حکمت عبارت است از حُکم. حکم یعنی اتقان، استحکام، مو لا درز نرفتن، اِبرام. یعنی سدِّ ثغور کردن و تمام راه‌های نفوذ خلاف را بستن این حکم است.

  • «و حَکَمنا»؛ یعنی ما مطلب را برای آنها به نحوی بیان کردیم که مو لا درز آن نرود. مطلب حق را بیان کردن عبارت از حکم است؛ لذا به حکمت هم حقیقت گفته می‌شود و هم حکمت. و این دو، حکایت از یک معنا می‌کنند.

  • سپس مرحوم حاجی ـ رضوان الله علیه ـ می‌فرمایند در کلام حکماء است که: الحکمةُ صَیرورةُ الانسان عالَمًا عقلیًّا مُضاهیًا للعالَم العینی1. حکمت این است که یک تغییر و تحوّلی در وجود انسان پیدا بشود نه با خواندن بلکه با ادراک.

    1. الشواهد الربوبیه، 469؛ الرسائل فی الحکمة و الطبیعیات، ص 105 با قدری اختلاف.