اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح خطبه مصنّف (2)

حقیقت حکمت

0
منظومه

حضرت آیةالله استاد حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه دوم از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را با توضیحی پیرامون تنزل نور پروردگار در عالم خلقت شروع می‌کنند. ایشان ضمن تشریح کیفیت استنارۀ اشیاء از وجه پروردگار، تفاوت مقام احدیت و واحدیت را تبیین می‌کنند. مرحوم استاد در توضیح «حکمت» به نمونه‌هایی از استعمال این لفظ در آیات و روایات اشاره کرده و سپس تعریف حکماء و توضیحات حاجی را در این خصوص تبیین می‌نمایند. استاد حسینی طهرانی در مقام بیان حکمت عملی، توضیح جامع و کاملی پیرامون عبارت مشهور «اللَهمّ أرِنا الأشیاء کما هی» ارائه نموده و سپس به تناسب همین بحث، به بیان چیستی ماهیت و مراتب آن می‌پردازند. مرحوم استاد در انتهای این جلسه، به تطبیق متن کتاب شرح منظومه و توضیح مفاد آن پرداخته است و در ضمن آن، مباحثی مانند: معنای فی‌ء در اصطلاح فلسفه، عدم استقلال موجودات در قبال پروردگار، معنی حکمت در لسان حکما و برتری حکمت و فلسفه بر سایر علوم بیان شده است.

شرح خطبه مصنّف (2)

11
  • این همان است که می‌گویند: «الحکمة صیرورة الإنسان عالَمًا عقلیًا»،1 نه عالَم خارجی. عالم خارجی که در وجود من جا نمی‌شود. صَیرورة الانسان عالَمًا عقلیًا، من از نقطه نظر عقلی عالَم می‌شوم، نه از نقطه نظر تعیّن خارجی؛ زیرا تعیّن خارجی [هر موجودی] مال خودش است.

  • آیا حکمت، در فلسفه و عرفان تفاوت دارد؟ 

  • تلمیذ: این به علم حضوری است یا به علم حصولی؟

  • استاد: آن چیزی را که اول عرض کردم حضوری بود ولی منظور حکماء حصولی است چون اینها به آن مرتبۀ [شهود] نرسیده‌اند که آن را ادراک بکنند.

  • اما آن چیزی که اول عرض کردم: اللَهمّ أرنا الأشیاء کما هی؛ آن علم، علم حضوری است که آن با این مسئلۀ حکماء فرق می‌کند. از این نظر می‌توانیم بگوییم که در اینجا بین عرفان و فلسفه فرق وجود دارد.

  • تلمیذ: پس اگر این‌طور بگوییم، حکماء علم به ماوراء عالم طبع پیدا نخواهند کرد و فقط در این عالم می‌توانند حرکت کنند؟

  • استاد: نه، نخواهند کرد و فقط در عالم طبع می‌توانند حرکت کنند، مگر اینکه از راه ریاضات و این حرف‌ها راه پیدا بکنند.

  • تلمیذ: در این‌صورت آیا آن علم دوباره حضوری می‌شود؟

  • استاد: بله! آن هم تا حدودی می‌توانند حرکت بکنند. یعنی این حکمت اصطلاحی بیش از این مقدار نمی‌تواند حرکت بکند.

  • البتّه گفتم اگر ما بخواهیم حکمت را به آن معنای واقعی بگیریم که ﴿وَمَن يُؤۡتَ ٱلۡحِكۡمَةَ فَقَدۡ أُوتِيَ خَيۡرٗا كَثِيرٗا﴾؛ این دیگر مقام پیغمبر است. و اینکه خدا به یک چیزی اطلاق کثیر بکند غیر از کثیری است که بنده بگویم. اگر خدا بگوید که ﴿وَمَن يُؤۡتَ ٱلۡحِكۡمَةَ فَقَدۡ أُوتِيَ خَيۡرٗا كَثِيرٗا﴾، خیر کثیر همان مقام پیغمبر است.

  • خیر کثیر یعنی کسی که منظومه بخواند؟! همین که یک منظومه بخوانی یعنی خیر کثیر به تو داده شده است؟! این دیگر خیلی مطلب را پایین آوردن است.

  • نه جانم، آن خیر کثیری که خداوند می‌گوید: ﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا لُقۡمٰنَ ٱلۡحِكۡمَةَ﴾ معنایش همان مقام انبیاء و مقام «أرنا الأشیاء» و رسیدن به مقام ربط و واقعیّت است.

    1. الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية (تعليقات السبزواري) ص 695 ، ج ۲ ملا صدرا گويد: «نظم العالم نظما عقليّا على حسب طاقة البشريّة، ليحصل التّشبه بالبارى تعالى»؛ اسفار الاربعه ج 1، ص 2؛ شرح منظومه، ج 2، ص 50؛ ناظر إلى كلام الشيخ الرئيس في ذيل الأصل الخامس من الفصل السابع من تاسعة الهيات الشفاء من « ان النفس الناطقة كمالها الخاص بها أن تصير عالما عقليا مرتسما فيها صورة الكل ، والنظام المعقول في الكل . . .؛(الشفاء(الالهيات)، ص 425).