اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح خطبه مصنّف (1)

مباحث مقدماتی

0
منظومه

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در اولین جلسه از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، که به شرح مبانی حکمت و فلسفه با نگاهی عمیق و نگرش ورای علوم نظری پرداخته‌اند، در ابتدا برخی مقدمات را مانند وجود و عدم، علت و معلول و ... برای شروع مطالعه فلسفه و حکمت توضیح می‌دهند. ایشان در ادامه به توضیح و تبیین اشعار مرحوم حاجی سبزواری می‌پردازند. فرق ادراک حکیم با غیر حکیم، معانی مختلف عقل، بازگشت خوبی‌ها به پروردگار و معنای هبه، برخی از مباحث این بخش می‌باشند. در بخش دیگری از این درس به تبیین معنای «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» پرداخته و مراد از بساطت و وحدت حقه حقیقیه را روشن می‌نمایند. در پایان و قبل از شروع به تطبیق متن منظومه به مبانی وحدت و کثرت در فلسفه و جایگاه تشکیک یا تشخص وجود می‌پردازند.

نسخه عربی

شرح خطبه مصنّف (1)

8
  • بازگشت تمامی حسن‌ها به ذات باری

  • «یا وَاهِبَ العَقْلِ لَکَ الْمَحَامِدُ»؛ «تمام محمده‌ها و ستایش‌ها اختصاص به تو دارد.» به خاطر اینکه هر شیئی که در نزد انسان حَسَن جلوه می‌کند، این ستایش به موجب آن حُسنی است که در آن شیء برای انسان جلوه می‌کند. و همیشه در قبح، ستایش معنا ندارد؛ یعنی اینکه انسان یک چیز قبیحی را ببیند و بعد شروع کند به ستایش کردن. حُسن است که علت برای ستایش و علت برای حمد است.

  • و إن‌شاءالله بعداً این مطلب روشن می‌شود که تمام حسن‌هایی که موجب ستایش و حمد است بالعرض در ذات ممکن تحقّق دارند و بالذّات برگشت تمام این حسن‌ها به مبدأ المبادی و به ذات باری است که حُسن در وجود او ذاتی است.

  • بنابراین برگشت حمدی که انسان می‌کند ذاتاً به وجود پروردگار است؛ پس برگشت تمام حمدها به او است چون او مبدأ برای خیرات است؛ چه مبدأ برای کمال اول که عبارت از تحقّق آن شیء است، یا مبدأ برای کمال ثانی که عبارت است از عوارض و لواحقی که بر آن شیء بار می‌شود.

  • هبه یعنی بخشیدن چیزی بدون لحاظ عوض و غرض

  • مرحوم حاجی در اینجا می‌فرماید: «هبه، برای یک اموری آورده می‌شود در هبه به اصطلاح دادن یک شیء است و افادة یک شیء است نه برای غرض نه برای عوض»

  • وقتی شما شیئی را به شخصی هبه می‌کنید و می‌بخشید، این هبه را برای عوض یا غرضی در نظر نمی‌گیرید، بلکه این هبه از همان سنخیّت و حیثیّت کریمانۀ واهب سرچشمه می‌گیرد.

  • البتّه این قضیّه در هبۀ معوّضه هم همینطور هست. در هبۀ معوّضه نگویید که آن شخص وقتی هبه می‌کند، در عوضش چیزی را مطالبه می‌کند و این هبه را در مقابل آن می‌کند. نه، این‌طور نیست! بلکه در هبۀ معوّضه که فقهاء صحبتش را کرده‌اند،1 وقتی واهب چیزی را هبه می‌کند، آن معوّض در عوض این موهوب نیست، بلکه معوّض در عوضِ جهت و شأنیّت این هبه است که انجام می‌گیرد.

    1. جواهر الکلام، ج 28، ص 159.