اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح خطبه مصنّف (1)

مباحث مقدماتی

0
منظومه

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در اولین جلسه از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، که به شرح مبانی حکمت و فلسفه با نگاهی عمیق و نگرش ورای علوم نظری پرداخته‌اند، در ابتدا برخی مقدمات را مانند وجود و عدم، علت و معلول و ... برای شروع مطالعه فلسفه و حکمت توضیح می‌دهند. ایشان در ادامه به توضیح و تبیین اشعار مرحوم حاجی سبزواری می‌پردازند. فرق ادراک حکیم با غیر حکیم، معانی مختلف عقل، بازگشت خوبی‌ها به پروردگار و معنای هبه، برخی از مباحث این بخش می‌باشند. در بخش دیگری از این درس به تبیین معنای «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» پرداخته و مراد از بساطت و وحدت حقه حقیقیه را روشن می‌نمایند. در پایان و قبل از شروع به تطبیق متن منظومه به مبانی وحدت و کثرت در فلسفه و جایگاه تشکیک یا تشخص وجود می‌پردازند.

نسخه عربی

شرح خطبه مصنّف (1)

10
  • پس ما در اینجا در دو جهت بحث می‌کنیم:

  • جهت اول: بحث از مبدأ است که اوصاف پروردگار، نحوۀ نشئت و نزول فیض از عالم وحدت به عالم کثرت و نحوۀ معلولیّت ما و علّیّت پروردگار و اسماء و صفات او است، که به طور کلی تمام اینها به مبدأ أولیٰ برمی‌گردد.

  • جهت دوم: بحث از معاد است که حالا بعد چه تغییراتی در ما پیدا می‌شود؟ به کجا برمی‌گردیم؟ عودمان به چه عالمی است؟ بَدومان از کجا بوده است و برگشتمان به کجا است؟ در این دو جهت بحث می‌شود.

  • توضیح فقرۀ «إلیٰ جَنابِکَ انتَهَی المَقاصِدُ»

  • «إلَیٰ جَنَابِکَ انْتَهَی الْمَقَاصِدُ»، جناب به درگاه می‌گویند و درگاهِ ورودی درب را جناب می‌گویند، فِناء هم می‌گویند؛ «إلَهی عُبیدک بفِنائک، مسکینک بفنائک، فقیرک بفِنائک سائلک بفِنائک.»1

  • فِناء یعنی درگاه و جَناب هم به همین معنا است. جِناب نگویید، جَناب صحیح است.

  • حافظ ـ رضوان الله علیه ـ هم یک شعری دارند:

  • ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت***و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت
  • هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی***پیداست نگارا که بلند است جنابت2
  • یعنی درگاه تو خیلی بلند و عظیم و رفیع‌الشأن است. جَناب: یعنی درگاه.

  • إلَیٰ جَنَابِکَ انتَهَی المَقَاصِدُ؛ «تمام مقاصد به جناب تو برمی‌گردد، همه مقصدها برگشتشان به جناب تو است» چه بدانند افراد یا ندانند، چه شاعر باشند و چه غیر شاعر نباشند. تمام آنچه را که افراد در این دنیا کسب می‌کنند تمام اینها را باید واگذارند و خودشان برگردند به جَناب تو؛ یعنی موقعی که می‌خواهند از اینجا بروند ندای ﴿لِمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَ﴾3 می‌آید و تمام آنچه که در این دنیا کسب کرده‌اند را از اینها می‌گیرد و همۀ آنها را دست‌خالی به آنجا می‌فرستد. پس تمام آنچه را که در اینجا کسب کرده‌اند همه را کنار می‌ریزند و عودشان دوباره به جناب تو است.

  • و اینکه گفتیم: «چه شاعر باشند» یعنی عرفاء و اولیاء که اینها شاعر هستند به اینکه هرچه را به‌دست می‌آورند، انتهای به جناب تو پیدا می‌کند.

    1. الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 143:
      «عن عبیدالله بن محمد التیمی قال:
      سمعت شیخًا من عبد القَیس“یقول: قال طاوس”دخلتُ الحجر فی اللیل فإذا علی بن الحسین علیه السّلام قد دخل فقام یُصلی، فصلی ما شاء الله، ثم سجد“؛ قال: ”فقلتُ: رجلٌ صالحٌ من أهل بیت الخیر، لَأستمعنَّ إلی دعائه!“ فسمعتُه یَقول فی سجوده: ”عُبیدک بفِنائک، مسکینک بفِنائک، فقیرک بفِنائک، سائلک بفِنائک.“ قال طاوسٌ: ”فما دعوتُ بهنَّ فی کرب إلّا فُرِّجَ عنّی“.»
    2. دیوان حافظ، غزل شماره 15.
    3. . سوره غافر (40) آیه 16؛ الله شناسی، ج 2، ص 221:
      «پادشاهی و اختیار بر نفوس، امروز برای چه کسی می‌باشد؟!»