اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح خطبه مصنّف (1)

مباحث مقدماتی

0
منظومه

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در اولین جلسه از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، که به شرح مبانی حکمت و فلسفه با نگاهی عمیق و نگرش ورای علوم نظری پرداخته‌اند، در ابتدا برخی مقدمات را مانند وجود و عدم، علت و معلول و ... برای شروع مطالعه فلسفه و حکمت توضیح می‌دهند. ایشان در ادامه به توضیح و تبیین اشعار مرحوم حاجی سبزواری می‌پردازند. فرق ادراک حکیم با غیر حکیم، معانی مختلف عقل، بازگشت خوبی‌ها به پروردگار و معنای هبه، برخی از مباحث این بخش می‌باشند. در بخش دیگری از این درس به تبیین معنای «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» پرداخته و مراد از بساطت و وحدت حقه حقیقیه را روشن می‌نمایند. در پایان و قبل از شروع به تطبیق متن منظومه به مبانی وحدت و کثرت در فلسفه و جایگاه تشکیک یا تشخص وجود می‌پردازند.

نسخه عربی

شرح خطبه مصنّف (1)

9
  • نمی‌گوید که من این کتاب را به تو می‌دهم در عوض آن کتابی که تو به من می‌دهی؛ این کار به فرض معاوضه می‌شود، صلح می‌شود، بیع و امثال‌ذلک می‌شود. نه، واهب در هبۀ معوّضه می‌گوید که من این کتاب را به تو می‌دهم و چون من این کتاب را به تو می‌دهم توقّع این را دارم که از تو هم یک چیزی داشته باشم.

  • لذا ارزش عوض و معوّض در هبۀ معوّضه لحاظ نمی‌شود ولی ارزش در مصالحه و بیع و امثال‌ذلک روی مبیع و مُشتریٰ می‌رود. مثلاً قیمت این کتاب صد تومان است و در مقابل آن کتابی که صد تومان یا صد و پنج تومان است قرار می‌گیرد. اما در هبۀ معوّضه ممکن است که شما یک کتاب را در مقابل یک قلم بدهید؛ چون فقط من می‌خواهم از شما یک چیزی داشته باشم. من این کتاب را به شما هبه می‌کنم و می‌خواهم یک چیزی هم از شما داشته باشم، شما یک قلم به من بدهید. پس در اینجا نظر روی عوض و معوّض نیست بلکه نظر روی حیثیّت هبه است؛ چون من این را به شما می‌بخشم توقّع این را دارم که از شما هم پیش من چیزی باشد. بنابراین این عوض و غرض در اینجا لحاظ نشده است.

  • «إلَیٰ جَنَابِکَ انْتَهَی الْمَقَاصِدُ»؛ پس مطلب اول که مرحوم حاجی می‌فرماید این است که تمام محمده‌ها به خاطر استعاره بودنشان و به خاطر اینکه جهت محمده روی آن حُسن، بالعرض است، به ذات پروردگار برمی‌گردد؛ چون هر حسنی در ماهیات امکانیّه استعاره‌ای است و برگشت آن حسن بالأصالة و بالذّات به ذات پروردگار است، حسن در او بالذّات است.

  • بنابراین حمدی که متعلّق به این حُسن است، بالذّات به خود پروردگار برمی‌گردد و بالعرض به این ماهیّتی برمی‌گردد که مستحسن است. روی این حساب پروردگار متعال چون هم به کمال اوّلی و هم به کمالات ثانوی مبدأ همه مبادی است پس تمام حمدها به او برمی‌گردد. این مبدئی است که مرحوم حاجی در اینجا تثبیت کرده‌اند. و معادش چیست؟ «إلَیٰ جَنَابِکَ انْتَهَی الْمَقَاصِدُ».