
شرح خطبه مصنّف (1)
مباحث مقدماتی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در اولین جلسه از مجموعه دروس شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، که به شرح مبانی حکمت و فلسفه با نگاهی عمیق و نگرش ورای علوم نظری پرداختهاند، در ابتدا برخی مقدمات را مانند وجود و عدم، علت و معلول و ... برای شروع مطالعه فلسفه و حکمت توضیح میدهند. ایشان در ادامه به توضیح و تبیین اشعار مرحوم حاجی سبزواری میپردازند. فرق ادراک حکیم با غیر حکیم، معانی مختلف عقل، بازگشت خوبیها به پروردگار و معنای هبه، برخی از مباحث این بخش میباشند. در بخش دیگری از این درس به تبیین معنای «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» پرداخته و مراد از بساطت و وحدت حقه حقیقیه را روشن مینمایند. در پایان و قبل از شروع به تطبیق متن منظومه به مبانی وحدت و کثرت در فلسفه و جایگاه تشکیک یا تشخص وجود میپردازند.
شرح خطبه مصنّف (1)
15استاد: بالأخره وجود ما به این کیفیت که نبوده است. شما الآن سی سالتان است، سی سال پیش کجا بودید؟
تلمیذ: در یک مراتب دیگری بودیم!
استاد: بله، ما بودیم ولی به این کیفیت که نبودیم.
تلمیذ: بنا بر فرمایش شما بودیم، ولی طبق آن آیه﴿لَمۡ يَكُن شَيۡٔٗا مَّذۡكُورًا﴾؛ یعنی اصلاً نبودیم!
استاد: یعنی همین انسان با این خلقت و با این بدن، سی سال قبلش نبوده است. پس از کجا آمده است؟ تطوّری در عالم وجود پیدا شد تا به این شکل درآمد. اما اصل و حقیقتش همیشه بوده است.
تلمیذ: کان شیئاً، ولی مذکور نبوده است؟!
استاد: بله، مذکورنبوده است. تمام آنچه که در این عالم است بحقیقته وجود داشته است، منتها نزولش در عالم کثرت و عالم کون و فساد به این کیفیت نبوده است. یعنی سی سال قبل، این نفس ناطقه که در این بدن قرار بگیرد نبوده است و بهطور مثال از آقای فلانی هیچ خبری نبوده است. و نظر قرآن در اینجا به تطوّر آن نفس ناطقه در عالم کون و فساد است؛ بنابراین میتوانیم بگوییم از عدم بوده است. انشاءالله این مباحث بهطور کامل در آینده میآیند.
تلمیذ: بنابراین تشکیک در وجود هم معنا ندارد؟
استاد: بله، تشخّص در وجود است و ما قائل به تشخّص در وجود هستیم. انشاءالله این مباحث بهطور کامل در آینده میآیند. حالا إنشاءالله شما صبر کنید تا یواش یواش جلو برویم. چون شما این حرفهایی که میزنید ممکن است بعضی از آقایان نشنیده باشند و خیلی برایشان قلمبه و سلمبه بیاید. آنوقت ما مجبوریم برایشان توضیح بدهیم، درحالیکه الآن وقتش نیست. اما خب حالا بله تشکیک در وجود نیست.
معنی مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ
مسئلهای که در اینجا هست این است که وجود مالانهایه پروردگار، ذات انسان و ماهیّت انسان را شامل میشود. ماهیّات که امور عدمی هستند، پس همان وجود انسان را شامل میشود.
بنابراین اگر انسان بخواهد به ذات پروردگار اطلاع پیدا بکند، لازمهاش این است که به ذات خودش اطلاع پیدا کند؛ یعنی خودش را به علم حضوری دریابد. و اگر خودش را به علم حضوری دریافت، پروردگار را دریافت کرده است و اگر خود را با علم حضوری درنیابد و بخواهد با علم حصولی و وجود ذهنی بیابد، در اینصورت غیر از این است که وجود را یافته است؛ چون آن وجود، وجودِ مالانهایه است، و وجودِ مالانهایه هم وجود ذهنی را شامل میشود و هم ذات انسان را! یعنی ذات انسان هم داخل در آن وجود است.
