اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹۳

6
  •  در واقع خودِ هو در ارائه آن ذات یك لفظ ناقصی است و تام نیست. اصلا شما نمی‌توانید آن ذات را بدون علم تصور كنید، یعنی ذات باری كه همان حقیقت بالصرافه است و فاقد علم است، فاقد حیات است. همان مطالبی كه بین اعلام در همین كتب رایج است و صحبتش هست. توجه كردید؟ این ذات را تا وقتی به آن ذات می‌گویید یعنی مساوی است با علم و قابل انفكاك نیست. وقتی می‌گویید ذات خود همین یعنی مساوی با قدرت و با قدیر. وقتی می‌گویید ذات یعنی خود همین ذات مساوی است با حیات. ذات بدون حیات را تصور كردیم و در یك مرتبه حاقّ هوهویتی خود آن ذات قرار دادیم بعد علم و قدرت و حیات را بعدا به او اضافه می‌كنیم. علم و قدرت از كجا آمدند كه شما به او اضافه كردید؟ از خانه خاله‌اش آمده است؟! این علم و حیات و قدرت را ما از كجا آوردیم به آن ذات چسباندیم، از كجا درآوردیم؟ اگر علم و حیات و قدرت را از جای دیگر درآوردیم پس اصل كار و اصل آن مسأله آنجاست. پس اینجا كلاهمان پس معركه است. و اگر علم و حیات و قدرت را از خود ذات درآوردیم شما كه انفكاك بین آنها قائل شدید و گفتید كه آن جداست و آن ذات یك مرتبه بالاتر است، آیا مرتبه بالاتر به معنای مرتبه انفكاكی است؟

  •  یا اینكه نه، آن مرتبه حاق و جوهر است. آن را قبول داریم ما می‌دانیم كه علم و حیات و قدرت ریشه‌اش در ذات باری است و هم در همان ذات بحت و وجود بالصرافه است كه آن اصل و ریشه برای علم است، به این معنا كه در هر جا آن حقیقت وجود باشد در آنجا علم وجود دارد. اگر به این معناست ما اصلا نمی‌توانیم قائل به انفكاك بین ذات با علم باشیم تا اینكه بگوییم آن ذات مرتبه بالاتر است و این مرتبه پایین‌تر است، اصلا قابل برای انفكاك نیستند. انفكاك خارجی كه مستحیل است و انفكاك رتبی را كه انفكاك نمی‌گویند بلكه رتبه می‌گویند. لذا انفكاك در اینجا معنا ندارد. رتبه باشد كه قبول داریم كه رتبه ذات، مقدم است چون علت است، ذات علت برای علم است ولی جدا نیست یعنی در هیچ برهه از برهه‌ها شما نمی‌توانید ذات بدون علم را تصور كنید كه در عین اینكه ذات وجود دارد در عین حال فاقد علم باشد. پس این علم از كجا آمد؟ پس این قدرت از كجا آمد؟ ذاتی كه علم ندارد این ذات به درد نمی‌خورد، فایده ندارد. آن ذاتی كه قدیر نیست پس چطور می‌تواند اعمال رویه كند، اعمال اراده كند. پس انما اراد اینها از كجا نشئت می‌گیرند؟