اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹۳

9
  •  باز همان‌ها گفتند كه الان یكی هست كه ما او را می‌شناسیم در همین بیمارستان هم آمده بود الان هم هست خود همان چشم پزشك‌ها می‌گفتند كه این بنده خدا عصبش را از دست داده بود عصب چشم كه ماكولا هست كه به آن نقطه زرد می‌گویند كه به‌طوركلی آن عصب فاسد و خشك شده بود، یعنی دیگر هیچ‌گونه عصبی نداشت و این دیگر خیلی [مشكل‌] شده بودند و خیلی از حضرت [طلب شفا] می‌كردند. امام رضا هم شفا داده بود و این شخص چشمش می‌دید. طرف می‌گفت بابا بالاخره ما دیدیم امام رضا كور را شفا می‌دهد اما كوری كه عصبش كار نمی‌كند را ندیده بودیم. عصب كار نمی‌كند ولی دارد می‌بیند. گفتیم امام رضا علیه السلام ورژن‌هایش فرق می‌كند گاهی اوقات آنجوری و گاهی اوقات ورژن پیشرفته را رو نمی‌كند. امام رضا گاهی می‌گوید بابا ما اینجوری هم بلد هستیم فقط این نیست كه عصب را و حركت عصبی و نرون‌ها و فعالیت‌های سلول عصبی درست كنیم بلكه بدون اینكه كار هم بكند قرنیه را راه می‌اندازد، توجه می‌كنید؟ بالاخره از این مسائل هم هست دیگر كه برای درك این مسائل یك خرده باید از این حرف‌ها بیرون آمد تا انسان به این مطالب برسد.

  • والأمور الدائمة الثابتة علی نهج واحد لا تبتنی علی الاتفاقات الصرفة این امور، صرف اتفاق نیست بلكه هر كدام علل مختلف دارد و هر كدام شرائط مختلف دارد.

  •  سؤال: در این روایت كه می‌فرمایند:) وکمال توحیده نفی الصفات عنه (تعریفی را كه مشهور می‌كنند كه نفی صفات زائد بر ذات است با تعریفی كه شما می‌كنید چگونه جمع می‌شوند؟

  •  جواب: بله ببینید حضرت می‌فرمایند: شما كه خدا را تصور می‌كنید چه خدایی را تصور می‌كنید؟ شما كه می‌گویید این خداست و این خداست و همه اینها خدا هستند و همه اینها را به او منتسب می‌كنید درحالتی‌كه همه محدودند. چون این سیاه است و خدا سیاه نیست، این سفید و قرمز است، این كمّ برای این است و این خصوصیاتش اینچنین است. هر كدام از اینها دارای یك خصوصیت كمی و كیفی و محدودیت وجودی هستند و آنچه را كه ما در عالم می‌بینیم از آن طرف می‌بینیم كه این شیء به تنهایی نمی‌تواند كار انجام بدهد چون فعل و انفعال ندارد و باید مستند به یك امر دیگری باشد. پس خدا در كجای این نظام قرار دارد؟ آیا اسم این را خدا بگذاریم، یا اسم این را خدا بگذاریم و آیا مانند گاوپرست‌ها به اینها خدا بگوییم و یا مانند ستاره پرست‌ها سراغ ستاره برویم و یا مانند خورشید و قمر پرست‌ها سراغ قمر و خورشید برویم و یا مانند سایر افرادی كه هزارتا خدا در ذهن و كله‌هایشان قرار دادند اینها را ما خدا بدانیم و یا اینكه آن خدا را یك حقیقتی بدانیم كه آن حقیقت، واحد است و همه اینها بروز و ظهور او هستند؟ حالا اینكه می‌گوییم بروز و ظهور اوست یعنی چه؟ نفی صفات عنه، آن مُظهر و این مَظهر، آن مُبرز و این بروز. بروز با نفس شیء تفاوت دارد. لذا كمال توحید در این است كه انسان بداند كه این حقیقت یك حقیقت واحدی است كه ظهورات و بروزاتش همین‌ها هستند. و اینها جدای از خدا نیستند. نه این، اوست و نه جدای از اوست به عنوانی كه بگوییم پس از كجا آمده است.