اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹۳

8
  • الوجه الثانی انک اذا تاملت الانواع الواقعة فی عالمنا هذا این انواعی كه ما می‌بینیم وجدتها غیر واقعة بمجرد الاتفاقات این آسمان‌ها و امثال ذلك، اتفاقی و گتره پیدا نشده‌اند. والا لما کان انواعها محفوظة عندنا اگر این اتفاقات بود دیگر انواعش نزد ما مأخوذ نبود، همان‌طوری كه به نحو اتفاق به وجود می‌آیند به نحو اتفاق هم فنا پیدا می‌كند. وامکن حینئذ ان یحصل من الانسان غیر الانسان اگر به نحو اتفاق بود از انسان می‌بایست كره خر دربیاید چرا فقط از انسان، انسان درمی‌آید، از فرس، فرس دربیاید. یك دفعه فرض كنید كه از فرس گربه دربیاید. ومن النخل غیر النخل، و من البُرّ غیر البرّ از گندم جو دربیاید ولیس الامر کذلک الأمر کذلک بل نجد هذه الأنواع دائمة الوجود مستمرة الثبات ازلا و ابدا علی نمط واحد من غیر تبدل و تغیر تمام این نظام براساس حركت یكنواخت، سلسله علیت و تأثیر و تأثر در همه اینها به یك شكل و به یك نحو خواهد بود.

  •  پیش مرحوم آقا شیخ حسنعلی نخودكی رفته بودند فردی كه هنوز هم هستند و حیات دارند، برای مرحوم پدر ما تعریف می‌كرد بنده هم بودم آقایان اطبای مشهد هم نشسته بودند. روز بیست و هشتم صفر بود منتهی در این حیاط بودند. یكی از اینها كه ایشان هنوز در قید حیات است می‌گفت: یكی از فامیل‌های خانواده‌ای ما می‌گفتند: یك پسر و دختر جوانی بودند اینها ازدواج كردند و بچه‌دار نشدند یعنی خود دختر مشكلی داشت و اینها بچه‌دار نمی‌شدند، تا اینكه كار مشكل شد و احتمال جدا شدن هم بود. خانواده دختر خیلی متأثر شدند و این قضیه را نزد مرحوم آقا شیخ حسنعلی گفته بودند. ایشان یك انجیر داده بود و گفته بود كه بدهید به دختر بخورد ان‌شاءالله خدا به او یك پسر می‌دهد. ـ این را فراموش كردم این دختر مریض بود و به‌طوركلی رحمش را درآورده بودند این جهت باعث شد بود كه پسر نسبت به انجاب به‌طوركلی مأیوس شود، یعنی مشكلی پیدا شده بود و این دختر رحم نداشت ـ اینها گفته بودند كه آقا این دختر اصلا رحم ندارد، گفت شما از من بچه می‌خواهید یا رحم می‌خواهید؟ بدهید بخورد بابا چه كار دارید؟ بقیه هم به عهده خودشان، خلاصه انجیر را خوردند و كم‌كم این دختر حامله شد. حالا كجایش حمل برمی‌دارد؟ این دختر اصلا رحم ندارد، بعد از نه ماه یك پسر كاكل زری هم برایشان آورد و آنها می‌گفتند هنوز هم این پسر وجود دارد و ازدواج كرده و زن و بچه دارد. این مطلب را چطوری ما می‌توانیم توجیه كنیم؟ با این حساب و كتاب اینكه اصلا علل و اسبابش آماده نیست، علل اسبابش مهیا نیست، دیگر اینها جزء چیزهایی است كه شما باید در حواشی بنویسید كه همه چیز كه علل ظاهری نمی‌خواهد. آن حقیقت مجرده و نفس قاهره وقتی‌كه اراده می‌كند خود ماده را بر طبق اراده خودش درمی‌آورد، یعنی همان‌جا یك جایی برای بچه پیدا می‌كند و ایجاد می‌كند، همان‌جا شرائط برای رشد بچه را فراهم می‌كند، همان‌جا آن امور لازمه برای بقاء و حیات را پیدا می‌كند.