جلسه ۷۹۳
7روی این جهت در تقسیمی كه بزرگان كردهاند تمام تقسیمات در مقام تصور است نه در مقام تحقق عینی و تحقق خارجی. در مقام تحقق عینی و خارجی یك حقیقت واحد بیشتر نیست كه آن حقیقت واحد هم مقام احدیت است و هم مقام هوهویت است و هم مقام جامعیت است كه مقام واحدیت باشد، كه هم مقام ذات است و هم مقام بروز و ظهور. پس یك واقعه و یك حقیقت است و یك واقعه، ظهور و بروزش همین است كه ما به این كیفیت مشاهده میكنیم. همین مطلب را اگر ما بتوانیم تصور كنیم دیگر در اینجا قضیه به همین كیفیت روشن خواهد شد، كه یك نفس جامع، یك عقل مجرد، یك حقیقت مجرده میتواند به این صورت دربیاید و میتواند به آن صورت دربیاید. میتواند در این بدن به این شكل، این سلول دربیاید. سلولها هم مختلف هستند، سلول مغز یك جور است، سلول قلب یك جور است، بعضی سلولها كم هستند بعضی سلولها زیادند، سلول مغز ظاهرا از همه مثل اینكه كمتر است چون هیچ خبری از آن نیست. حالا به جایش سلولهای دیگر روده و از اینها الی ماشاالله زیاد است ولی سلول مغز ما ندیدیم.
خلاصه این سلولها گاهی به سلول قلب درمیآید كه كارش پمپ كننده خون است و گاهی اوقات به صورت سلول كبد درمیآید و كارش تجزیه و تحلیل غذا و مواد و صد و بیست و چند نوع كار انجام میدهد، گاهی اوقات به صورت سلول كلیه درمیآید و كارش تجزیه و تحلیل دفع سمومات است. هر كدام از اعضا كه مشاهده میكنید در تحت همان نفس حیوانی و در تحت همان عقل حیوانی، این امور را انجام میدهند و دیگر نیازی نیست به اینكه هر كدام از اینها یك علت خاص داشته باشند مثلا برای كلیه یك علت جدا بگیریم و برای كبد یك علت جدا، و برای طحال یك علت جدا و برای روده بزرگ و كوچك هم علتهای جدا باشند. همان نفسی كه حاكم بر این جسم كه جزئی برای نوع هست؛ همان نفسِ نوعی میآید و بدون نیازی به امر دیگر همه این امور را انجام میدهد.

