اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹۳

5
  •  مسأله‌ای را كه در مقاله‌ای دیدم راجع به قضیه هوهویت و مسأله احدیت بود كه مسأله احدیت حقیقتی غیر از جنبه جامعیت واحدیت و مرتبه ظهور و بروز در مظاهر مختلف است. و این مرتبه، مرتبه اثبات خصوصیت ذاتی و تقید ذاتی برای ذات پروردگار در مرتبه هوهویت است و ذات پروردگار را در مرتبه هوهویت ما مقید كرده‌ایم و او را از اسماء و صفات جدا كرده‌ایم و به او قید زده‌ایم.

  •  مقاله‌ای بود كه مدتی پیش از بعضی از بزرگان آورده بودند. البته بنده این قضیه را در حاشیه و تزییلاتی كه بر توحید علمی و عینی مرحوم آقا رضوان الله علیه دارند نسبت به مرحوم علامه طباطبایی در تزییلاتی كه دارند، من نوشتم. یادم هست كه این بزرگان امثال مرحوم علامه نسبت به تقیید ذات در مرتبه هوهویت به واحدیت اشاره دارند كه آیا ما می‌توانیم با تقیید، خودمان مرتبه هوهویت را تثبیت كنیم و ذات را به شرطلا از ظهور و بروز در نظر بیاوریم؟ مطلبشان در آنجا قابل تأمل است. و یا اینكه این تصور و تخیل ماست، یعنی ما هستیم كه یك شیء را منقسم می‌كنیم به شیء با لحاظ اعراض و خصوصیات و عوارض و یك شیء را لحاظ می‌كنیم بدون لحاظ اینها. یك وقتی شما این كیف را بدون عوارض از كم و خصوصیات و الوان و كیف و وضع ملاحظه می‌كنید؟ و یك وقتی فقط همان جنس و متریال را در نظر می‌گیرید و اینها را در نظر نمی‌گیرید. آن متریالش را در مرتبه ذات تصور می‌كنید و بعد خصوصیات خارجی را به این قضیه می‌خواهید مقید كنید.

  •  صحبت در این است كه شما متریال بدون عوارض را اصلا نمی‌توانید در نظر بگیرید، یعنی شما هر چه را كه در نظر بگیرید و اسم ماده بخواهید روی آن بگذارید ماده بدون عارض در خارج كه نداریم، بالاخره آن ماده‌ای كه در خارج است یا سیاه است یا سفید است، شما نمی‌توانید ماده‌ای نشان دهید كه دارای عرض نیست و عَرَضش نه دارای عرض و طول است و نه دارای خصوصیات دیگر. اگر ذات باری را در نظر می‌گیریم ذات باری را جدا و منحاض از زوال نمی‌توانیم در نظر بگیریم، اگر بخواهیم در نظر بگیریم به این معناست كه در یك برهه ـ حالا ما زمان نمی‌آوریم كه اشكال بشود كه مجردات مشمول زمانیات نیستند ـ ذات باری جدا و منحاض از ظهور و بروز باشد، یعنی یك فاصله‌ای بیفتد، اگر فاصله باشد پس اینها از كجا آمدند؟ اگر شما ذات باری را تنها و بدون ظهور در یك برهه داشته باشید این ذات باری دیگر از كجا آمده است؟ یعنی چطور ما می‌توانیم فاصله‌ای بین این و بین آن، در اینجا معتقد باشیم؟ شما می‌توانید ذات باری را در نظر بگیرید بدون اینكه علم را نسبت به او لحاظ كنید؟ یعنی ذات باری وجود دارد، حیات و بقاء دارد ولی فاقد علم است. پس جاهل است؟ بله وقتی ما مقام هوهویت را در نظر می‌گیریم علم را باید كنار بگذاریم، قدرت را هم باید كنار بگذاریم، حیات را هم باید كنار بگذاریم، همه اینها را بگذاریم كنار فقط همان مرتبه هو بماند، تازه آن هو را هم كه الان داریم اشاره می‌كنیم این هم یك تقیدی است كه به آن مرتبه زده‌ایم.