
اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده
نقش صورت نوعیه در بقای موجودات و غلبه بر طبیعت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای حکما برای اثبات عقل مجرد و نفس ناطقه میپردازد. بحث با تحلیل صورت نوعیه به عنوان حقیقتی مجرد آغاز میشود که مسئولیت قوام و بقای موجودات را بر عهده دارد و مانع از فروپاشی آنها در اثر تغییرات مادی میشود. در ادامه، این حقیقت با مثالهایی از غلبه انسان بر قوانین طبیعت و تسلط نفس بر بدن تبیین میگردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد میتواند در مظاهر مختلف و با آثار گوناگون ظهور یابد. در پایان، ضمن نقد نگاههای سطحی به مکاشفات و پیشگوییها، بر اهمیت تربیت صحیح و تزکیه نفس به عنوان مسیر اصلی کمال تأکید میشود. این جلسه با هدف رفع سوءفهمها پیرامون نسبت میان ذات الهی و صفات، و همچنین تبیین جایگاه مدبرات در نظام هستی، به بررسی دقیق مبانی فلسفی و عرفانی این موضوع میپردازد.
اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده
3کیفیت غلبه کردن انسان بر قوانین ماده
البته نهاینكه بر قانون طبیعت حاكم كنند بلكه موافق با قوانین طبیعت در شرایط خاص دربیاورند، نه در شرایط عادى، چون در شرایط عادى یك جسم تخلل در جسم دیگر پیدا نمىكند بلكه جسم دیگر مانع از نفوذ و تخلل و تعلل این اجسام خواهد بود ولى شما بعضى از اجسام را مشاهده مىكنید كه اینها تخلل دارند و از اینجا به آنجا رد مىشوند مثل بعضى از امواج و امثالذلك. اگر انسان بتواند خود را بر ماده غلبه دهد ـ غلبه بر ماده به معناى همگون ساختن و همطراز قرار دادن و سنخیت و تسانخ با خود مواد هست ـ مىتواند این جسم را همراه با جسم دیگر دربیاورد مثلاً وزن مخصوص را از بدن خود بگیرد و روى آب حركت كند. این شخص كه الآن روى آب مىرود پس چرا زیر آب نمىرود؟! نهاینكه در آن موقع وزن ندارد بلكه در آن موقع وزن دارد، یعنى اگر همان موقع آن شخص را در آنجا وزن كنند وزنش تغییر نكرده است. اگر ترازویى در آنجا باشد مىبینید كه همان وزن را دارد و یك گرم هم كم یا زیاد نشده است اما این غلبۀ وزن مخصوص بر آب را كه باعث مىشود این به زیر آب برود را مىگیرد و در روى آب حركت مىكند. همین وسیله براى حركت افراد در هوا هم هست! مسئلۀ طىالأرضى كه خیلى معرّف حضور هست و افراد انجام مىدهند آنها هم بر همین اساس است منتها هر چه شخص خودش قدرت بیشترى داشته باشد، غلبۀ بر قوانین مادى به شكل ظاهر و به صورت ظاهرِ بیشتر خواهد بود یعنى مانعیت اجسام نسبت به فعل و انفعالات خود را برمىدارد و خود را همگون با آن شرائط خارجى مىكند طبعاً ادراك این مسئله یكقدرى مشكل است ولى براى افرادى كه داراى ریاضات خاصى هستند این مسئله بسیار قابل قبول و خیلى پیش پا افتاده است و از نقطهنظر تجربى هم به ثبوت رسیده و دیگر نیازى به بحث راجع به این مطلب نیست كه چطور انسان این مسئله را مىتواند انجام بدهد.
