اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹۲

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • فالحق عند ذلک ما قاله القدماء: إنه یجب أن یکون لکلّ نوع من الأنواع الجسمیة جوهر مجرد نوری قائم بنفسه هو مدبر له و مُعتَنٍ به و حافظ له، و هو کلی ذلک النوع‌.

  •  دلیل دومى كه مرحوم شیخ براى اثبات مُثُل نقل كردند اختلاف در انواع بود. چون ما انواع مختلفى را مى‌بینیم و این اختلاف در انواع دلالت مى‌كند بر اینكه باید حیثیت متمایزه‌اى بین اینها از باب حیثیت بین علت و معلول وجود داشته باشد كه آن حیثیت، حیثیت جامعى باشد نه مثل كلى كه ما یصدق على كثیرین باشد، یعنى صرفا یك مفهوم باشد؛ زیرا مفهوم وعاءش ذهن است و نفس است. مفهوم هیچ وقت وعاءش خارج نیست. اما آنچه كه در خارج است هویت مفهوم است نه خود نفس المفهومیة، حال آن مفهوم ما بازاء خارجى دارد یا مصنوع و ساخته و پرداخته ذهن است.

  •  هویت آن مفهوم در خارج؛ یا به صورت ماده است كه در انواع مشاهده مى‌كنیم و یا به صورت مجرد است كه در عالم اعیان وجود دارد. منظور از این كلى معناى سعى است؛ یعنى حقیقتى است كه همه آن افرادى كه در تحت نوع هستند را شامل می‌شود و با آن وجود سِعی كه دارد همه آنها را در برمی‌گیرد، این مسأله به جهت ارتباط بین حادث و قدیم در سنخیت مثالیه و بالاتر از مثالیه در سنخیت ملكوتیه است، چون در مثال جنبه صورت است و صورت گرچه نسبت به ماده مجرد است، ولی دارای تشخص فردیه است، هر شخص و موجودی در عالم مثال، یك تشخص مثالی دارد كه مثال او در این دنیا و در عالم شهادت است. این تشخص مثالی در تحت یك تشخص ملكوتی كه جنبه سعی دارد قرار دارد، آن جنبه ملكوتی از نقطه نظر صورت با آنچه كه در صورت مثال آن تشخص پیدا می‌كند تفاوت دارد. یك جنبه سعی دارد، یك جنبه كلی دارد، كلی نه به معنای مفهومی، بلكه كلی به معنای یك حقیقت كلیه، كه همه این افراد را در تحت آن حقیقت كلیه نشان می‌دهد.