جلسه ۷۹۲
7آقا، هزار نفر اینگونه هستند بگو فلان و فلان، به امام زمان علیه السلام چه كار داری؟ از امام زمان علیه السلام خیال میكنم مظلومتر در دنیا نباشد، هر كسی هر كاری میخواهد بكند میچسباند آنجا، آی آقا نمیدانم چی هستیم و امام زمان علیهالسلام پشت و پناه ما هست، ما كه نوكر امام زمانیم، ما كه چی هستیم. وقتیكه حضرت بیاید آنوقت معلوم میشود كه بله، سوراخ موشها هر كدام به میلیاردها میخرند و خلاصه چه كسی این وسط میآید و خودش را [فدا] میكند، امام زمان علیه السلام میگوید اول كسی كه باید در راه من فدا شود تو هستی، هستی یا نیستی؟ اگر هستی بسم الله، اگر باشی كه این كارها را نمیكنی، اگر باشی كه این مسائل را انجام نمیدهی! همه داریم بازی میكنیم، همهمان بازی میكنیم، او هم میداند كه ما داریم بازی میكنیم لذا میگوید بازیتان را بكنید، بله اگر زمینه كمكم آماده شود استعداد در افراد پیدا شود، آنهائی كه میتوانند و مستعد هستند، آن موقع كمكم حضرت فتیله را زیاد میكند زیاد میكند چه اینكه دارد میكند! كمكم و یواش یواش یك چیزهائی انسان میفهمد، یك مطالبی را درك میكند كه قبلا نبوده، قبلا یك همچنین احساسی نبوده یك مسائلی میفهمد، تا اینكه موقع ظهور بشود و خود حضرت دیگر بیپرده بیاید، اینها باید انجام بشود.
این به خاطر چیه؟ به خاطر همین مسألهای است كه ما بر آن مثال واقع، اطلاعی نداریم بلند میشویم و میگوییم امام زمان علیه السلام این موقع ظهور میكند، آن موقع ظهور میكند، بعد هم كه نشد آن وقت باید پاسخ بدهیم و توجیه كنیم. من به یكی از همین آقایان گفته بودم كه آقا شما خودتان به بنده و دیگری گفتید كه در سال هزار و چهارصد و شانزده ظهور حضرت است! الان هزار و چهارصد و سی و پنج هستیم، میشود نوزده سال. او گفت: من نگفتم، آقا من خودم از شما شنیدم، میگویی نگفتم به روی من نگاه میكنی و میگویی نگفتم؟ میگویم من خودم شنیدم آقا این گوش. میگفت ما تقریبی گفتیم، بابا نوزده سال از آن قضیه میگذرد اگر هزار و چهار صد و چهارده باشد كه بیست و یك سال، اگر شانزده باشد كه نوزده سال. خودشان هم رفتند و هیچ خبری نشد. این روش غلط است و صحیح نیست.

