جلسه ۷۹۲
4بعضیها ایراد و اشكال كردهاند بر اینكه این مطلب این را نمیرساند و دلیلی هم نیست بر اینكه هر چه را كه در اینجا هست حتما باید از نقطه نظر سنخیت و علیت یك حقیقت مسانخ با این مصداق، وجود داشته باشد كه آن حقیقت مسانخ این مسأله را، وجود خارجی بدهد. از نقطه نظر اعیان خارجی بایستی كه حقیقت مسانخی وجود داشته باشد و این دلیل، این مطلب را بیان نمیكند.
البته تا حدودی میتوانیم در قسم دوم و دلیل دوم، از كلام مرحوم شیخ اشراق دفاع كنیم چه اینكه در دلیل اول كه اشكال مرحوم علامه را نسبت به شیخ اشراق عرض كردیم، آنجا گفتیم كه اشكال وارد نیست و چه اشكالی دارد بر اینكه یك حقیقت نوعیهای وجود داشته باشد كه آن حقیقت نوعیه بر تمام آن مصادیق خارجی كه در اینجا هستند اشراف علمی داشته باشد و حتی مثال هم در تحت آن حقیقت نوعیه قرار داشته باشد. در اینجا مسأله، مسأله خیلی دقیق و ظریفی میشود كه تصور ما بر این است كه مثال یك چهره دارد، همان چهرهای كه ما او را در خواب میبینیم كه مثال منفصل است، یا ارباب كشف آن را در مكاشفه و شهود احساس میكنند، درحالتیكه مثال عوالم تودرتویی است و ما نسبت به آن جنبه اخیر آن عوالم اطلاع داریم اما آن جنبههای غیر اخیر و باطن كه از نقطه نظر ظهور و بروز به مرتبه ظهور مثالی اخیر درمیآید ما از آن خبر نداریم.
اگر یادتان باشد در كتاب اسرار ملكوت [ج ٢، ص ٢٣٥] آن قضیهای را كه بین مرحوم والد رضوان الله علیه و مرحوم آقای بهجت اتفاق افتاده را بیان كردیم كه آن مربوط به مثال اخیر میباشد كه ایشان در مثال اخیر دیدند و متوجه شدند كه شخص بزرگی نماز شب نخوانده است [و تأكید میكنند بر خواندن نماز شب] ولی آن مثال باطن یا آن مثال اعمقی كه وجود دارد و جنبه حقیقت صلاتیه بدون اداء ركعات و اجزاء؛ امكان دارد كه تحقق داشته باشد و ممكن است كه دست ما از رسیدن به مطلب و شهود این قضیه خالی باشد.

