اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹۲

3
  •  لذا در این قضیه، كلمات و مسائل بزرگان مى‌تواند خیلى كمك باشد مثلًا اشعار تأییه كبراى ابن فارض مصرى بسیار بسیار مطالب خیلى عجیب، عالى و راقى دارند، همین‌طور مطالب محى الدین عربى در فتوحات. و همان‌طور كه مى‌گویند مقدار زیادى از مطالب برگشتش به عرفان نظرى است و از همین جاست كه مرحوم شیخ اشراق هم چون مشرب اشراقی دارند می‌توانیم بگوییم برای اثبات این مسأله ایشان هم مقداری از مسائل و مراتب شهود كمك گرفته‌اند. لذا برای افراد یك مقداری ادرك این قضیه مشكل است.

  •  لذا ما می‌بینیم در بعضی از مسائل و تقریرات، خصوصیات و مطالبی كه نقل می‌شود نسبت به قضیه اشكال شده و هضم آن برای افراد مشكل هست. و این مشكل بودن به این جهت است كه تا انسان در این مسأله در مجرای فیض الهی قرار نگیرد و كیفیت نزول فیض را از عالم تجرد به عالم مُلك و شهادت حساً و شهوداً و وجداناً درنیابد ادرك این قضیه برای او مشكل است، گرچه از نقطه نظر عقلی شاید بتواند به بعضی از مسائل دست پیدا كند ولی از نقطه نظر حاق واقع مطلبی است كه به نظر مشكل می‌آید. روی همین جهت است كه ما می‌بینیم بزرگان نسبت به مطلب شیخ اشراق تأمل كرده‌اند در اینكه باید یك حقیقت نوعیه‌ای و یك ارتباط تجردی بین مصادیق عالم شهادت و اعیان خارجی برقرار شود. اینها می‌گویند ایراد ندارد و این مطلب را می‌پذیریم، بالاخره هر چه كه در عالم ملك و شهادت اتفاق می‌افتد یك سری بدان سو دارد و یك طرفش به عوالم مجرده مربوط می‌شود، اما اینكه خود آن عالم مجرد و آن حقیقت مجرده باید با مصادیق خارجی سنخیت نوعیه داشته باشد، از یك همچنین استدلالی این قضیه بیرون نمی‌آید.

  •  بله همین‌قدر كه حقائق عالم خارج، حقائق نوعیه، اسد، فرس، حمار، غنم از جمله انسان، اینها در بقاء خودشان حدوثاً و بقاء و استمراراً باید متصل به غیب باشند و در این شكی نیست، بالاخره هر چیزی متصل به مثال خودش است و آن مثال است كه در اتصال با ملكوت تشخّص پیدا می‌كند تا اینكه می‌رسد به آن علة العلل و از آن نقطه اولی حقیقت فیض منبسط در همه عوالم انتشار پیدا می‌كند. قبلا هم خدمت رفقا عرض كردیم كه در مسأله اشتداد وجودی، تصور ما بر این است كه در عالم شهادت به نهایت خود می‌رسد و این تصور به خاطر غلبه احساس و حواس ماست؛ چون ادراك ما از واقع ادراك ضعیفی است، ارتباط ما نسبت به مجردات و عالم غیب ارتباط ضعیفی است و ما دچار غلبه و حكومت حواس ظاهر هستیم، از این نقطه نظر اشتداد وجودی را در عالم ملك و ماده احساس می‌كنیم، درحالی‌كه در مراحل علیای از وجود و بالاتر از مثال حتی در ملكوت و امثال ذلك، اشتداد وجودی در آنجا ظهور دارد، چون هر چه وجود از نقطه نظر تجرد و از نقطه نظر لطافت قوی‌تر باشد تبعاً اشتداد وجودی در آنجا بیشتر است.