
جلسه ۷۹۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية 21/7/1435
جلسه ۷۹۲
18حالا آقا میخواهد فلانجا برود، پیشنهاد میكنند كه فعلا نروید. این قضیه برای مرحوم آقای بروجردی است، گرچه مرحوم آقای بروجردی نپذیرفتند، ولی صحبت اطرافیان است، مرحوم آقا شیخ اسماعیل ملایری را خدا بیامرزد ایشان به ما میگفت كه آقا شما كه الان میخواهید زیارت امام رضا علیه السلام بروید هنوز اول مرجعیتتان است، در میان مردم هنوز جا نیفتادید، این استقبالی كه شایسته و بایسته است، این استقبال شایسته از شما در شهرها مثلا میخواستند بروند سمنان، در سمنان مثلا اینها بریزند بیرون، بعد میرسند به دامغان این استقبال هنوز از شما نمیشود، بگذار یك چند سالی بگذرد مرجعیت شما جا بیفتد.
این بزرگان میخواهند ما را از این حرفها دربیاورند، كله ما را از این حرفها دربیاورند، استقبال و بیا و چند ماه تدارك ببینند ووو. التفات میفرمایید؟ آقای بروجردی میخواهد برود به زیارت امام رضا علیهالسلام حالا نرود و بگذار چند سالی بماند، تا اینكه خوب برای مردم جا بیفتد و بعد بیایند، اینكه امام رضا نشد، امام رضا نشد.
خدا بیامرزد استادمان مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی حائری را خدا رحمت كند، آن بنده خدا عبایش را روی سرش میانداخت و میرفت، ما پیشش درس میخواندیم، چهارشنبهها وقتی كه درس تمام میشد، ظهر چهارشنبه میرفت ترانسفورت مولوی در قم دو تا صندلی هم میگرفت میرفت مشهد و یك شب جمعهای میماند و دوباره بعد از ظهرش راه میافتاد كه به درسش هم برسد، هر وقت هم میرفت عبایش را میكشید روی سرش، نصف شب هم میرفت یعنی كسی او را نبیند، ایشان در حال و هوای خودش در راه شعر هم میگفت و شعرهایش را هم برای ما میخواند، خیلی هم به ما محبت داشت، خیلی زیاد. بله، شعرهایش را هم برای ما میخواند، شعرهای دیگرش را هم میخواند خیلی شعرهای خندهداری هم بود.
گاهی اوقات به ایشان میگفتیم آقا یك دستور العمل، میگفت همان دستورالعملی كه به بقیه دادم به تو هم بدهم؟ گفتم نه آقا آن را بنده میدانم خودم به آن عمل میكنم، باشد یك وقت دیگر. دستورالعملهای خیلی سلوكی هم داشت، اذكار خاصی هم داشت كه فقط بر خود ایشان نازل میشد، سبوح قدوس هر دوتا را، هم جنبه ربوبی آن و هم جنبه سلبیش هر دو را خلاصه روزی صد مرتبه. آقا این را خودم میگویم اینها را خودمان بلدیم.
