جلسه ۷۹۲
5لذا مسائلی را كه مشاهده میكنیم این مسائل را اطلاع میدهیم، گاهی اوقات هم كه فلان قضیه را میگویند اتفاق خواهد افتاد باز برگشتش به مثال اخیر است كه نسبت به مثال اخیر اطلاع داریم. اما آن مثال بعدی كه در عمق هست و بعداً میآید و این مثال اخیر را كنار میزند و مثال دیگری را جایگزین میكند را خبر نداریم، لذا میگویند امام زمان علیه السلام در سنه فلان ظهور پیدا میكند، خیلی از آقایان كه فوت كردهاند و به رحمت خدا رفتهاند این مطلب را به بنده میگفتند درحالیكه سالهای سال است از این قضیه میگذرد و خبری از ظهور هم نیست! نه اینكه این بنده خدا دروغ گفته است، دروغ كه نمیگوید، اشتباه میكنند یعنی تصور بر این است كه تمام قضایای گذشته و حال بر همین مثال اخیر تحقق پیدا میكند درحالتیكه بین مثال واقع و مثال اخیر ما بین الارض و السماء فاصله دارد.
فقط آن ولی الهی كه حقیقت ملكوت را ادراك میكند به همان مسائل به ثابتات وقتیكه دسترسی پیدا میكند او میداند كه این پردهها یكییكی باید كنار برود و حتی این باید جدا بشود آن باید جدا بشود. و آن ولی الهی هم اگر بفهمد به كسی نمیگوید. آنهائی كه حرف میزنند خبر ندارند آنهائی هم كه خبر دارند حرف نمیزنند و ساكت نشستهاند و نظاره میكنند. به همین جهت است كه فرمودهاند كسی از ظهور دم نزند، به خاطر این قضیه است، یعنی یكی از عللش این است و عللهای مختلفی دارد. دلیل ندارد انسان بفهمد چه وقت حضرت میخواهد ظهور پیدا كند. اگر من بفهمم كه بعد از فوت من امام زمان علیهالسلام ظهور پیدا میكند، میگویم بابا برو پی كارت من كه ظهور را نمیبینم، پس بنابراین كار خودم را بكنم، در حالی كه بود و نبود یكی است تفاوتی نمیكند این همه اولیا آمدند و رفتند مگر ظهوری اتفاق افتاد؟ همه آنها با حضرت، معیت و اتحاد داشتند.

