
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در ارتباط عوالم غیب و شهود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه میپردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش میرسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگیهای ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید میورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیشگوییهای زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی بهجای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونههایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازیهای تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح میشود.
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
6دلیل تأکید بر صحبت نکردن از زمان ظهور امام
به همین جهت است كه فرمودهاند: كسى از این ظهور دم نزند، بهخاطر این قضیه است یعنى یكى از عللش این است و علل مختلف دارد. دلیل ندارد انسان بفهمد حالا حضرت چه وقت مىخواهد ظهور پیدا كند. اگر من بفهمم كه امام زمان بعد از فوت من ظهور مىكند مىگویم که بابا برو پى كارت، من كه ظهور را نمىبینم بنابراین كار خودم را بكنم درحالىكه بود و نبود [حضرت] یكى است و تفاوتى نمىكند. اینهمه اولیاء آمدند و رفتند مگر ظهور اتفاق افتاد؟! همۀ آنها هم با حضرت، معیت و اتحاد داشتند. بعد هم آوردن مردم در این فضاها درست خلاف فضاى تربیتى و تزکیۀ اسلامى و تضحیۀ تشیع است بلکه یك مُبلّغ دین و شرع باید مردم را در فضاى تربیت معنوى و ولایى امام علیهالسّلام سوق دهد نه به این مسائل ظاهر، لذا مىبینیم مشتریان این مسائل هم همین افراد عادى هستند و آنهایى كه سرشان به تنشان مىارزد بهدنبال این مطالب نمىروند.
ناموس خدا
حالا اصلاً این آقا، صادق مصدق است و گفت که حضرت سال دیگر ظهور مىكند خب من باید چهكار كنم؟! یکدفعه دست و پایم مىلرزد و میگویم: واى واى واى، حضرت مىخواهد ظهور كند حالا چهكار كنم؟! نه آقا! این حرفها ندارد خب ظهور میكنند، تشریف بیاورند قدمشان روى چشم! اگر لایق باشیم كه هستیم و اگر لایق نباشیم مىگویند که برو پى كارت مرتیكه تو خودت چه كسى هستى؟! تو با كدام چشمت مىخواهى من را ببینى؟! با آن چشمى كه گناه كردى و به غیر نظر انداختى؟!
واقعاً این اشعار عجیب است! مثلاً مجنون یك شعرى دارد كه از او سؤال مىكنند كه با چه چشمى مىخواهى لیلا را ببینى؟! این چشمى كه الآن نظر به غیر لیلا انداخته و سایر زنها و دخترها را دیده آنوقت تو الآن مىخواهى با آن چشمت به لیلا نگاه كنى؟!1 واقعاً اشعار خیلى عالى است! این مطلب براى زمان ظهور است؛ حالا امام زمان عجّل الله تعالی فرجه ظهور پیدا كرد بسیار خب، حضرت ظهور پیدا كرد خب به من چه؟! من كه سراپا همه غرق در كثرات و قاذورات توغّل در دنیا هستم حالا امام زمان بیاید و هزار دفعه هم بگویم: اللهمَّ عَجل لِولیکَ الفَرج، و اجعلنا مِن أعوانهِ و أنصاره، آره تو بمیرى!! بفرمایید: اللهمَّ عَجل لِولیکَ. همۀ ما همین هستیم و همۀ ما در همین عوالم هستیم و داریم ارزشها را مسخره مىكنیم. ائمۀ ما ناموس خدا هستند! امام علیهالسّلام ناموس خداست و خدا غیرتش اجازه نمىدهد كسى بخواهد به ناموسش تعدّى و دستدرازی كند! آقا بلند شو هزار نفر هستند به آنها بگو که فلان، به امام زمان علیهالسّلام چهكار دارى؟! خیال مىكنم از این امام زمان مظلومتر در دنیا نباشد! هر كسى هر كارى مىخواهد میكند و به او مىچسباند، آقا نمىدانم چه هستیم، امام زمان پشتوپناه ما است، ما كه نوكر امام زمانیم و ما كه چه هستیم و... وقتى كه حضرت بیاید آنوقت معلوم مىشود كه سوراخ موشها هركدام به میلیاردها مىخرند و خلاصه چه كسى وسط مىآید و خودش را [فدا] مىكند. امام زمان میآید و مىگوید که آقا اول كسى كه باید در راه من فدا شود تو هستى، هستى یا نیستى؟! اگر هستى بسم الله! اگر باشى كه این كارها را نمىكنى! اگر باشى كه این مسائل را انجام نمىدهى! همهمان داریم بازى مىكنیم و او هم مىداند كه داریم بازى مىكنیم لذا مىگوید که بازیتان را بكنید. بله، اگر زمینه كمكم آماده شود و استعداد در افراد پیدا شود، آنهایى كه مىتوانند و مستعد هستند آن موقع كمكم حضرت فتیله را زیاد مىكند زیاد مىكند، همانطوریکه [الآن] دارد مىكند! فتیله را كمكم و آرامآرام زیاد میکند و انسان یك چیزهایى مىفهمد و یك مطالبى را ادراك مىكند كه قبلاً نبوده؛ قبلاً یك همچنین احساسى نبوده و یك مسائلى مىفهمد تااینكه موقع ظهور بشود و خود حضرت را دیگر بىپرده [ببیند] خلاصه اینها باید انجام بشود.
- . دیوان قیس بن ملوّح عامری، ص ١٠٩؛ تفسیر آیه نور، ص 57:
و کَیفَ تَرَی لَیـلَی بِعَینٍ تَرَی بِها *** سِـواها و ما طَهَّـرتَها بِالمَـدامِـعِ
- . دیوان قیس بن ملوّح عامری، ص ١٠٩؛ تفسیر آیه نور، ص 57:
