
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در ارتباط عوالم غیب و شهود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه میپردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش میرسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگیهای ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید میورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیشگوییهای زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی بهجای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونههایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازیهای تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح میشود.
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه میپردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش میرسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگیهای ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید میورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیشگوییهای زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی بهجای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونههایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازیهای تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح میشود.
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
18اینها را مىخواهند به ما یاد بدهند! این مسائل را مىخواهند به ما یاد بدهند!
حالا آقا مىخواهد فلانجا برود، پیشنهاد مىكنند كه نه، فعلاً نروید! این قضیه براى مرحوم آقاى بروجردى است. گرچه مرحوم آقاى بروجردى نپذیرفتند ولى صحبت اطرافیان است! خدا مرحوم آقا شیخ اسماعیل ملایرى را بیامرزد ایشان برای ما مىگفتند كه گفته بودند: آقا شما كه الآن مىخواهید مشهد به زیارت امام رضا بروید هنوز اول مرجعیتتان است و هنوز در میان مردم جا نیفتادهاید و این استقبالى كه شایسته و بایسته است از شما در شهرها [نخواهد شد] مثلاً مىخواهند از اینجا تا سمنان بروند، یکدفعه [مردمان] سمنان بیرون بریزند این استقبال [نخواهد بود] بعد به دامغان مىرسند و [مردم بیرون بریزند] این استقبال هنوز از شما نمىشود، بگذارید یك چند سالى بگذرد و مرجعیت شما جا بیفتد.
این بزرگان مىخواهند سر ما را از این حرفها دربیاورند. استقبال و بیا و چند ماه تدارك استقبال ببینید و... عرایض بنده را التفات مىفرمایید؟! مثلاً آقاى بروجردى مىخواهد به زیارت امام رضا برود حالا نرود و چند سالى بماند تااینكه خوب براى مردم جا بیفتد تا به استقبال بیایند، خب اینكه امام رضا نشد!
خدا استادمان را مرحوم آقاى حاج شیخ مرتضى حائرى را بیامرزد و رحمت كند، یادم هست آن بندۀ خدا عبایش را روى سرش مىانداخت و [به حرم امام رضا] مىرفت. ما پیشش درس مىخواندیم تا چهارشنبه میشد ظهر چهارشنبه ترانسفورت مولوى در قم بود و دوتا صندلى هم مىگرفت ـ ماشاءالله از نظر جسم [قوی بود] ـ و به مشهد مىرفت و یك شب جمعهاى مىماند و دوباره بعد از ظهرش راه مىافتاد كه به درس شنبه برسد. هروقت هم حرم مىرفت عبایش را روى سرش مىكشید و نصف شب هم مىرفت، یعنی كسى را نبیند. خب ایشان در حالوهواى خودش میرفت و حالا ما نمیگوییم که ... ولی در راه شعر هم مىگفت و شعرهایش را هم براى ما مىخواند، خیلى هم به ما محبت داشت، خیلى زیاد! شعرهاى دیگرش را هم مىخواند خیلى شعرهاى خندهدارى هم بود.
