
ولایت تکوینی و تدبیر عالم در نفس امام
نقش واسطههای ملکوتی در مدیریت جهان و اختیار انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش نفس ناطقه در تدبیر امور میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که برای بقای موجودات و تدبیر بدن، نیازی به اتصال به عقل منفصل و عالم ملکوت نمیبینند و بر استقلال نفس تأکید دارند. در ادامه، با عبور از این نگاه ظاهری، ضرورت وجود واسطههای ملکوتی برای تنظیم دقیق نظام هستی و مدیریت بدن تبیین میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری را در مراتب نفس تشریح کرده و نشان میدهند که چگونه تمام ذرات عالم از نفس امام علیهالسّلام نشئت میگیرند. در پایان، با اشاره به حقیقت التجاء و معنای «فناء صبر»، این نکته برجسته میشود که تا انسان بر تواناییهای خود تکیه دارد، از فیض اتصال به حقیقت باز میماند و تنها با تسلیم محض است که فرج الهی محقق میگردد.
ولایت تکوینی و تدبیر عالم در نفس امام
2علىٰكلّحال [صحبت] مرحوم آخوند نسبت به اشكالى كه در اینجا شده است این است که اگر شما نفس ناطقه را حساب کنید نفس ناطقه میآید تدبیر مىكند و تمام این امور را انجام مىدهد و هر غذایى را به هر عضوى و هر مادهاى را در تسانخ با همان عضو قرار میدهد و به او مىرساند. واقعاً دستگاه و فیزیولوژى بدن خیلی عجیب است که طب فعلى اعتراف مىكند كه بسیارى از قسمتهاى بدن و كیفیت كارشان كه چه كارى انجام مىدهند هنوز براى ما ناشناخته است!
دراینصورت دیگر اشكالى وارد نمىشود و نیازى به نفس كلى و عقل كلى نداریم، آن عقلی که بیاید و تدبیر كند بلکه خود همان نفس هر شخصى از افراد و مصادیقِ انواع میآید مزاج خود را در تحت تدبیر خود قرار مىدهد و دیگر مشكل حل مىشود و نیاز به اتصال به ملكوت، لاهوت، عقل فعال، عقل منفصل و افاضۀ وجود از آنجا نداریم چون خودمان همه کار میکنیم الآن هم همه كار میکنیم و نیازى به خدا و پیغمبر نداریم، خودمان هستیم! اصلاً امام زمان عجّل الله تعالی فرجه براى چه مىخواهد بیاید؟! خودمان در اینجا داریم خوب [همه کار میکنیم]!
بله، من یادم هست که یك زمانى شخصى در همین قم در نماز جمعه صحبت مىكرد و خود بنده در آن نماز جمعه شركت كرده بودم، بالأخره هرچه مىگذرد آدم وضع دینش خرابتر مىشود!! ما هم آن زمان یكخرده وضع دینمان و تقدّسمان و ایمانمان بهتر بود و نماز جمعه مىرفتیم! حالا دیگر دین و همه چیزمان را ازدست دادهایم و علىٰكلّحال حالت كسالت و این مسائل فعلى هم هست، خلاصه آن زمان وضع دینمان بهتر بود و اعتقاداتمان و باورهایمان بهتر بود. بله! اشكال هم ندارد، بالأخره انسان هر زمانى یك طور است؛ یک وقتی یک طور است و یک وقتی یک قسم دیگری است خلاصه آن موقع نماز جمعه میآمدیم. ایشان در نماز جمعه مىگفت: امام زمان عجّل الله تعالی فرجه هم بیاید همین كارهایى را مىكند كه ما داریم مىكنیم! اگر بروید نوارش را پیدا كنید شاید گیرتان بیاید، آن موقعها نمازها را هم مثل الآن ضبط مىكردند. مىگفت که اگر امام زمان هم بیاید همین كارى را مىكند كه ما داریم مىكنیم. حالا نمىدانم منظورشان همان كارى بود كه آن موقع مىكردند یا الآن مىكنند؟ این را مشخص نكردند یعنی بالأخره روال قضایا اینطور است! دیگر چه عرض كنیم! هر كسی به قدر فهمش دانست مدعا را. ﴿كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ﴾1 از امام باقر علیهالسّلام است که «إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللَهُ یَدَه علیٰ رُؤوسِ العِبادِ؛ فَتَمَّ به إیمانُهُم و کَمُلَ به عقلهُم»2 دو چیز هست اما کمال در آن هست. آیا این مسئله محقق شده و ایمان همه كامل شده است؟! در این مدت دیگر ایمانى براى كسى نمانده است كمالش که جاى خود دارد!!
- . سوره روم (30) آیه 32. نور ملكوت قرآن، ج 2، ص 531:
«هر گروهى به آنچه در نزد خود دارد، دلخوش و شادمان است.» - . الکافی، ج ١، ص ٢٥؛ آموزههای ولایت، ج 3، ص 23:
«إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللَهُ یَدَه علیٰ رُؤوسِ العِبادِ؛ فَجَمَعَ بها عُقولَهم و کَمُلَت به أحلامُهُم.»
- . سوره روم (30) آیه 32. نور ملكوت قرآن، ج 2، ص 531:
