جلسه ۷۹۱
9كه در شیشه برآرد اربعینى حالا چه فعل و انفعالاتى در اینجا انجام شد؟ شما فقط علم به علم نداشتید، علم را داشتید، این علم به علم با اعمال نفس انجام مىشود. با تعمل، یعنى باید یك اعمالى را، نسبت به آنچه كه دارد و در ذخیره دارد و مسائلى كه براى او حاضر مىشود انجام بدهد. این مسأله، مسألهاى كه در علم امام علیهالسلام مطرح مىشود ـ این قضیه را ظاهرا ما در همان قسمت افق وحى؛ در جمع بین روایاتى كه در بعضى جاها دارد كه:) إذا شاءوا علموا (آوردهایم. و از آنطرف مىگویند كه اصلا امام علیهالسلام واسطه است اینها چطور با هم جور درمىآیند؟ اگر بخواهند، و اگر نخواهند یعنى واسطه قطع مىشود. این مطلب برگشتش به همان احضار و عدم احضار است، امام علیهالسلام همه مسائل عالم و كُنه ما سوى الله در نفس او است، تمام اینها.
یك وقتی در مقام نفس، این را احضار میكند و یك وقتی امام آن را در عالم نفس خفیف نگه میدارد و احضار نمیكند، نه اینكه اطلاع ندارد، اطلاع دارد اما آن را اعمال و احضار نمیكند. چند مرتبه هست كه دو مرتبه اخیرش به این كیفیت است كه امام علیهالسلام میآید و صورت آن واقعه را در نفس خود میآورد. ولی همین قضیه در مراتب بالا نفس الواقعة الخارجیة و عین الواقعة الخارجیة بعین الشهودی و العلم الحضوری و نفس تحقق الخارجی هست، یعنی خود همان عینیت خارجی در نفس امام علیهالسلام به این كیفیت است، یعنی وساطت بین عالم خلق و عالم امر؛ به این نحوه است، فقط صرف یك تخیل و یك صورت و یك اطلاع نیست، بلكه خود او نفس همان قضیه هست مثل اینكه آن احساسی كه شما دارید، احساس عین وجود خارجی است.
یك مثال خیلى ساده مىزنم، ولى دقیق است، شما الان گرسنه هستید، درست؟ این احساس گرسنگى فقط یك فیلم است؟ یك عكس است؟ یك صورت در ذهن شماست؟ یا یك واقعیت در شماست، یك واقعیت است یعنى اول یك احساسى در شما هست، هست و به عنوان یك واقعیت، به عنوان یك حقیقت هست وگرنه نمىگویید چرا دلم دارد مشت و مال مىرود و چرا قار و قور مىكند و چرا ضعف مىكند و ...، بابا بردار یك نون و ماستى بیار، یك چیزى بیار بخوریم، چرا اینقدر سفره را دیر مىاندازى؟ آدم گاهى اوقات مىرود یكجا، همینطور مىنشینند و با آدم حرف مىزنند. بابا برو سفره را بیار بینداز. وقتى كه غذا را خوردیم حالا بیا حرف بزن، حالا یا جوابت را مىدهیم یا در مىرویم! درست شد؟ بعدش هى حرف مىزنند كه آقا یك سؤال داریم، آقا برو سفره را بیار و سؤالت را بعد سفره بكن. مىگویند اجازه مىفرمایید استفاده كنیم؟ نه نمىشود برو بیار یك چیزى بخوریم. توجه مىكنید؟ آخر بابا گرسنمان است.

