جلسه ۷۹۱
8ولى این مطلب هست كه خود نفس ناطقه به تنهایى صرفنظر از آن اتصال این كار را انجام نمىدهد اما با توجه به آن اتصال، خود نفس ناطقه انجام مىدهد. خود نفس ناطقه دارد قلب را به ضربان وامىدارد، خود نفس ناطقه دارد به مغز مدیریت بدن مىدهد و خود نفس ناطقه دارد سلسله اعصاب را چه مىكند. بله علم به علم ما نداریم، آن نفس ناطقه در مقام علم حضورى خودش نسبت به این بدن كارها را انجام مىدهد ولى ما علم به كار او در مرتبه نفس و در مرتبه احضار علم، نسبت به این قضیه خبر نداریم.
اگر ما از مرتبه ظاهر عبور كنیم، چون بحث، بحث ظاهر كه نیست؛ بحث، بحث مراتب نفس است، نه صرفا بحث تبدل ظاهر و اطلاع ظاهر و اشراف ظاهر. الان شما هزار جور شعر در ذهن دارید، هزار مطلب در ذهن دارید، هزار تا اسم در ذهن دارید، ولى الان كه من با شما صحبت مىكنم اطلاع دارید؟ اطلاع ندارید، ولى وقتی كه به شما میگویم، آقا فلان شعر حافظ كجاست؟ میگویید آقا یك دقیقه به من مهلت بده، شروع میكنید به گشتن گشتن گشتن از كجا؟ تا علم نداشته باشید كه نمیگردید، بعد میگویید هان پیدا كردم و این شعر اینجاست، خیال روی تو در هر طریق همره ماست، آقا راجع به خیال حافظ چی گفته، صبر كن ببینم، حالا این هم بسته به سرعت حدس و اتصال برمیگردد. میگوید هان پیدا كردم:
خیال روى تو در هر طریق همره ماست
نسیم موى تو پیوند جان آگه ماست در حالى كه این شعر در ذهن شما بود. من الان به شما مىگویم آقا راجع به فلان كلمه در اشعار حافظ یك دفعه همه اشعار حافظ در ذهنتان آمد. تا مىگویم راجع به كلمه صوفى حافظ چه گفته است؟ شما یك دفعه مىگویى صبر كن ببینم چه شعرهایى در آنها كلمه صوفى آمده است. مىگوید: هان یكى پیدا كردم. اى صوفى شراب آنگه شود صاف

