اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹۱

6
  •  اما آن كسى كه نور ندارد فورى كاغذ را بر مى‌دارد و امضا مى‌كند و یك مهر العبد العاصى هم ته كاغذ مى‌چسباند و مى‌گوید بفرمایید. بعد هم فردا در روزنامه مى‌آورند. درست شد؟

  •  اما او در دلش مى‌گوید خودتى خودتى و نه كاغذى از او بیرون مى‌آید، نه نوشته‌اى، نه امضا و مهرى. این براى چیست؟ براى این است كه دارد از آن بالا نگاه مى‌كند قبل از اینكه این وارد خانه بشود این دارد مى‌خواند و مى‌داند چه چیزى مى‌خواهى به او بگویى قبل از اینكه اصلا وارد خانه بشود.

  •  مرحوم آقا مى‌گفتند: طرف، پیش من مى‌آید وقتى هم كه مى‌خواهد بیاید سر كوچه اول سیگارش را مى‌كشد ـ من گفته‌ام كه سیگار نكش ـ خیال مى‌كند كه من او را نمى‌بینم. وقتى هم كه ما را مى‌بیند مى‌گوید سلام علیكم و دست ما را مى‌بوسد. این خودتى را من مى‌گویم آقا نگفته است ها! من دارم مى‌گویم. آقا به او مى‌گویند خودتى، شما سر كوچه سیگارت را مى‌كشى كه من نبینم؟!!.

  •  یك وقتى مرحوم آقا به من مى‌فرمودند: من به رفقا مى‌گویم اگر مى‌خواهید به مشهد بیایید، خودتان مى‌دانید. خودتان ببینید چه صلاح برایتان هست، وضعتان، زندگیتان، كارتان، اما از نظر من بین اینكه همسایه من باشید یا در كره ماه باشید فرقى نمى‌كند. از نظر خودتان هم هر كارى مى‌خواهید بكنید، ما این‌طورى هستیم. گاهى ما یواشكى مى‌رفتیم یك كارى مى‌كردیم كه آقا نفهمند، وقتى مى‌آمدیم آقا می‌فرمودند: حال آقا چطور است. بله! خیال می‌كنید كه كسی نمی‌فهمد؟ سرشان را هم این‌طوری یك خرده می‌كردند. ما خیال می‌كنیم كسی خبر ندارد و كلاغ‌ها خبر نمی‌آورند؟ آقا خیلی خب فهمیدیم دیگر، فهمیدیم آقا قضیه چیست؟ كلاغ‌ها خبر نمی‌آورند. درست شد؟ دیگر آن آقا را كسی نمی‌تواند گول بزند. مطلبی را كه ایشان بارها می‌فرمودند: ـ نمی‌دانم در این كتابم این قضیه را نوشته‌ام یا نه؟ در كتابی كه خیلی مختصر هست، یك مطلبی به نحو اجمال آورده‌ام، البته در كتاب اجتهاد و تقلید آورده‌ام ـ راجع به شرائط مرجعیت، كه باید نفس مرجع متصل باشد وگرنه مطالب به نحو دیگر پیش خواهد رفت. بله! ایشان می‌فرمودند: هر كسی می‌خواهد باشد، من ای نحو و من ای صنف كان، آنها غلبه دارند و مسائل را به دست می‌گیرند و بالاخره آثارش هم پیداست.