جلسه ۷۹۱
12تمام اینها در نفس امام و بالاتر به عنوان یك واقعیت هست، به عنوان واقعیت، علم به این واقعیت در اختیار خودش است، اگر بخواهد در هر آنى علم به این واقعیت پیدا مىشود. درحالىكه آن واقعیت دارد انجام مىشود، و اگر نخواهد تعطیل مىشود، تعطیلى یعنى عدم، تعطیل یعنى عدم، عدم اطلاع یعنى عدم اطلاع نفسى. اطلاع به صحبت و تكلم به اراده خودش است، بخواهد یا نخواهد این مسأله به این كیفیت هست. دیگر به اندازه كافى از اینطرف و آنطرف صحبت شد، انشاء الله بقیه بعداً.
سؤال: در روایت هست كه: عِنْدَ فَنَاءِ الصَّبْرِ یأْتِی الْفَرَج1 یعنی باید انسان صبر كند تا صبرش تمام شود و بعد فرج حاصل شود؟
جواب: ببینید صبر كه دست خود انسان نیست. صبر یك حالتى است كه در انسان هست. وقتى كه انسان صبر مىكند دو حالت دارد ـ البته خب نسبت به افراد متفاوت است ـ یكى اینكه در حین صبر خودش شاعر به صبر هست كه دارد صبر مىكند و به هر جا مىخواهد برسد برسد، یعنى مقام مقام تسلیم است. مىخواهد به هر جا برسد برسد، در اینجا نیازى نیست به اینكه صبر تمام شود، شاید اصلا صبرش تمام نشود، آن عمل انجام مىشود، آنچه كه منظور حضرت در آنجا هست این است.
واقعیت قضیه این است كه انسان وقتى كه صبر مىكند به امید اینكه به یك نتیجهاى برسد، این حالتى كه به امید این است كه به نتیجه برسد این حالت ممكن است تمام شود و براى انسان نماند. انسان به جایى مىرسد كه صبرش تمام مىشود آنوقت التجاء پیدا مىشود. در التجاء یأتى الفرج، یعنى تا وقتى كه روى خودش حساب مىكند و مىگوید حالا صبر مىكنم، صبر مىكنم، مسألهاى نیست و ما بالاتر از این هم هستیم. خیال مىكنیم بالاخره خودمان پاى كار ایسادهایم و نمىدانم چه مىكنیم، بعد مىبیند نه همینطور شدیدتر و شدیدتر مىگوید خدایا بریدیم دیگر، چیزى نداریم، دیگر چه كار كنیم؟ اگر به حساب ماست دیگر صبرمان تمام شد مثلا. اینجا كه التجاء مىآید، آنوقت خدا مىگوید: حالا كه خودت را كنار گذاشتى حالا ما وارد مىشویم، وارد گود مىشویم.
- وسائل الشيعه ج ١٥ ص ٢٦٤.

