
آسیبشناسی جریانزدگی و مسخ فکری
تأثیر اصرار بر باطل در زوال عقل و بصیرت انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشههای روانی و فکریِ «جریانزدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان میپردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی میآورند. استاد با اشاره به نمونههای تاریخی و اجتماعی، نشان میدهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، بهتدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری میکند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید میشود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برونرفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران میداند.
آسیبشناسی جریانزدگی و مسخ فکری
1درس هفتصد و نودم
دلیل اول مرحوم شیخ اشراق برای اثبات عقل مجرده (4)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
وجه اول را بخوانیم تا به وجه دوم برسیم گرچه توضیحات دومى را هم گفتیم.
و غیرُ ذلک ممّا هو مذکورٌ فی کتبِ التشریح و العاقِلُ الفَطِن إذا تَأمَّلَ ذلِکَ و ما انضَمَّ إلیهِ مِنَ الحِکَمِ و عَجائِب الصُنعِ الَّتی فی کِتابِ الحیوان و النَبات عَلِم أنَّ هذِه الأفاعیلَ العَجیبَةَ و الأعمالَ الغَریبَةَ لا یُمکِن صُدورُها عَن قُوةٍ لا تَصرُّفَ لَها و لا إدراکَ بَل لابُدَّ و أن تَکونَ صادِرةً عَن قُوَةٍ مُجَرَّدَةٍ عَنِ المادَة مُدرِکَة لِذاتِها و لِغَیرِها و یُسَمّى تِلکَ القُوَّةُ المُدَبِّرَةُ لِلأجسامِ النَباتیَةِ عَقلاً و هوَ مِنَ الطَبَقَةِ العَرَضیَةِ الَتی هیَ أربابُ الأصنامِ و الطِلِسمات.1
در ادامۀ صحبت راجع به كیفیت تخفیف ماهیات مختلفه و اجزاء متفاوته كه این مسائل در كتب تشریح ذكر شده است [صحبت میکنیم]. وقتى انسان در عالم صنع و عالم طبیعت و كتبى كه راجع به خصوصیات و ظرائف و دقائقى كه در خلقت انسان و حیوان یا نبات تألیف شده است [تأمل کند] مىداند كه امكان ندارد اینگونه مسائل از قوهاى كه تصرف و ادراك ندارد صادر شود! باید از قوهاى كه مجرد از ماده است صادر شود كه هم ادراك خود و هم ادراك غیر خود را دارد و هم تصرف نسبت به خود و هم ارتباط این تصرف با آنچه را كه درحِوالاى او قرار دارد [را دارد]، به این قوه قوۀ عاقله گفته مىشود.
منع بزرگان از ورود به علوم غریبه
این از همان طبقهاى است كه ارباب اصنام و طلسمات در آن طبقه قرار دارد. چون علىٰكلّحال همانطورىكه در همین عالم قوایى وجود دارند كه این قوا نسبت به عالم ماده داراى تأثیر و خصوصیاتى است، همینطور قواى دیگرى وجود دارند كه به آن قواى اربابِ اصنام و طلسمات گفته مىشود كه آنها هم نسبت به تأثیر در این عالم براى خودشان حسابوكتاب خاصى دارند و تصرفاتِ در عالم مثال و عالم ملكوت از آنها سر مىزند. اینها هم براى خودشان علوم مختلف و فنونى دارند كه علوم غریبه متصدى این مسائل هستند. فرض كنید تأثیر عطارد، زهره، زحل، قمر، بعضى از ستارگان و نفوس كواكب، همۀ اینها در این قضیه نقش زیادى دارند! تأثیر اعداد، بعضى از خطوطات و ترسیمها، اقتران بعضى از سیارات و ستارگان در موقع خاص و نوشتن و كتابت با شرائط خاص خودش كه بعضى از اینها باید همراه با ریاضات و با یك نوع اعمال گذشته مثل اربعینیات و غیر اربعینیات و حتی سبعیات باشد ـ برحسب آن مقصودى كه مترتب مىشود ـ [در این قضیه نقش زیادی دارد]! اینها چیزهایى هستند كه وارد شدن در آنها خیلی هم براى انسان صحیح نیست و ما مىدیدیم كه بزرگان همیشه انسان را از وارد شدن در اینگونه امور و مسائل منع مىكردند! گرچه همۀ اینها در تحت قدرت و تسخیر ذات واجب است ولى نفس انسان بهواسطۀ آن لذت نفسانى كه از ورود در این مسائل و مطالب پیدا مىكند، از اتجاه به آن سمتوسو غفلت مىكند و به آن سمت گرایش پیدا مىكند و دیگر همۀ كارها و امور خودش را مىگذارد و به این مسائل و تأثیر این قوا و طلسمات و امثالذلك در رتق و فتق امور مىپردازد و از آن جنبۀ توكل و تسلیم و رضا باز مىماند و طبعاً مقهور همچنین فضاهایى مىشود و بهطوركلى از دایره بیرون مىافتد و عقب مىماند. لذا از جانب بزرگان و اهل معرفت و اهل توحید هیچگاه ترغیب به ورود در این مسائل نشده است.
- . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 54 و 55.
