اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹۰

16
  •  تلمیذ: فرمودید انسان نباید عمل خلاف را توجیه كند پس چطور با روایاتی كه دلالت دارند بر اینكه باید عمل خلاف را حمل به صحت كرد، قابل جمع است؟

  •  استاد: بله، در صورتى است كه انسان دیگر به یقین نرسد. اگر یقین كرد دیگر خلاف، خلاف است. آن توجیه كردن براى این است كه هنوز جاى احتمال هست. و خیلى هم براى انسان در طول زندگى و در ارتباط با افراد اتفاق مى‌افتد، براى خود من هم خیلى اتفاق افتاده است كه مثلا شخصى از من یك چیزى شنیده است و من در یك حالى بودم و او هم در یك حال دیگرى بوده است. من یك برداشتى مى‌كنم آن دیگر برداشت مى‌شود. روایت مى‌گوید نباید به برداشتت نگاه كنى، باید به یقین برسى و تا وقتى كه هنوز مى‌توانى توجیه كنى جا دارد كه ضَعْ أَمْرَ أَخِیک عَلَى أَحْسَنِه1 عمل كنى، یعنى تا وقتى كه جا دارد انسان باید از آن طرف مقابل پرهیز كند. مى‌تواند بگوید شاید به خاطر این جهت بوده است. آخر داریم كه اگر مؤمنى بتواند تا هفتاد مرتبه حمل به صحت كند و نكند، باز در ایمانش خلل است. اما آن مطلب در جایى است كه براى انسان مسلم شود كه شخص خلاف مى‌كند، شوخى‌بردار هم نیست دیگر نمى‌شود توجیه كرد چون خلاف، خلاف است.

  •  تلمیذ: یعنى لازم است كه انسان تفحص كند تا یقین حاصل شود كه خلاف نیست و حمل بر صحت كند؟

  •  استاد: مى‌تواند در همان ابتدا حمل به صحت كند. اما بعضى از چیزها اصلا قابل حمل نیست. فرض كنید شخصى حرفى زده است، این حرف نشان دهنده میزان علمیت و معرفتش است. این دیگر چیزى نیست كه شما بخواهید حمل به صحت و غیر صحت كنید این نشان مى‌دهد كه این شخص این است، وزن و وزانش این است، سعه‌اش این است، طاقتش این است، میزان شناختش این است، شما اگر حرف خلافی و مطلب خلافی كه از یك شخصی دیدید، شخصی كه مدعی اجتهاد است باز هم حمل به صحت می‌كنید؟ كه آقا اعلم علماست و در اینجا فرض كنید كه آب دوغ خورده و این حرف را زده است، این چیزی نیست كه جای حمل به صحت باشد. اما یك وقتی عملی را دیدید كه به حسب ظاهر، عمل صحیحی به نظر می‌آید این عمل را حمل به صحت كند. مثلا چندی پیش یك بنده خدایی از رفقا، روی منبر یك حرفی زده بود ـ حالا من بازگو نمی‌كنم ـ و یك قصدی داشت مثلا آن شخصی را كه از او این صحبت را كرده است یك همچنین مطلبی گفته و یك مقصودی داشته است. حالا تعبیری كه آورده بود آن تعبیر، تعبیر شایسته‌ای نبود، این درست است، ولی آیا خود این فرد هم متوجه این تعبیر بوده است و یا اینكه سبق لسان شده و یك چیزی هم از دهنش پرده است. آقا همین حرف را یك عده‌ای پیرهن عثمان كردند و این‌طرف و آن‌طرف نامه بزن و با موبایل تماس بگیر، پیام بفرست ووو. بابا آن شخص می‌گوید من اصلا در این خیال نبودم، من می‌خواستم این مطلب را بگویم. خیلی حرف است، این قضیه به این برمی‌گردد كه انسان یك مسأله‌ای را كه می‌بیند، می‌تواند بگوید آقا طرف سبق لسان كرده، از زبانش خارج شده، قصد و تعمد توهین كه نداشته است. خودش هم اهل ولاست.

    1. الکافى ج ٢ ص ٣٦٢