اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۹۰

3
  •  لذا بزرگان و اهل معرفت و اهل توحید، هیچ‌گاه ترغیب براى ورود در این مسائل نكرده‌اند. بله، نسبت به بعضى از امور اجازه‌ها و دستوراتى براى حفظ بعضى از آفات و شرّ شیاطین و ابالسه و اجنه و امثال ذلك، داده شده است كه در كتب هم آمده است. و بعضى از این‌ها را هم ما مى‌شنیدیم كه نقل مى‌كردند و تا این حدود اشكال ندارد كه انسان داشته باشد و بعضى از اینها را همراه خودش داشته باشد، امّا اینكه بخواهد كارهاى خودش را در این مسائل قرار بدهد، نه. این‌ها مطالبى نیست كه انسان به آن بپردازد، گرچه موجودند و وجود خارجى دارند و بزرگان هم نسبت به این قضیه در كتب خودشان خیلى مطالب نقل كرده‌اند. على‌كل‌حال، حتى ابن سینا هم كتابى دارد به نام كنوزالمعزمین كه در آنجا راجع به همین مطالب، مسائلى دارد. یك وقتى من این كتاب را مطالعه مى‌كردم دیدم كه خود ایشان هم ظاهرا اهل این حرف‌ها بوده است. خلاصه اطلاع بر این مطالب و مطالعات و تجربیاتى داشته است.

  •  عقل در یك همچنین طبقه عرضیه‌اى از این امور هم قرار دارد، یعنى آن قوه عاقله این امور را در ارتباط با سایر مسائلى كه در حول و حوش این قضیه مى‌گذرد ترسیم مى‌كند.

  • فإن قلت یجوز أن یکون تلک القوة الفاعلة لأبداننا و المدبرة لها هی نفوسنا الناطقة شاید این‌طور كسى بگوید كه همان نفس ناطقه ماست كه تدبیر مى‌كند و دیگر چه نیازى به عقل فعال داریم؟ چه نیازى به یك عقل منفصل داریم؟ چه نیازى به یك عقل مدیر و مدبر كلى داریم؟ هر شخصى نفسِ ناطقه خودش، دارای عقل است. بعضی‌ها هم الحمدلله مراتب مختلفی دارد.

  •  من امروز داشتم یك جریانى را نگاه مى‌كردم. آنچه را كه در آنجا گفته مى‌شد براى من مهم نبود، من از خصوصیات افرادى كه در این قضایا و مطالب صحبت مى‌كردند خیلى برایم عجیب بود كه چطور شخصى یك مطلبى را بیان مى‌كند در حالى كه خودش در نقطه مقابلش حركت مى‌كند. این قضیه چیست؟ اصلًا خودش در نقطه مقابل دارد مى‌رود. آثار دارد، علائم دارد، شرائط دارد، خصوصیات دارد. خیلى این نكته، نكته مهم و دقیقى است و خیلى باید حواسمان جمع باشد كه خداى نكرده در یك جریانى قرار نگیریم كه آن جریان ما را به دنبال خود بكشد و ما جریان را براساس مبانى خودمان توجیه كنیم. جریان مى‌آید و ما را به دنبال خود مى‌كشد و ما خود را در این جریان توجیه مى‌كنیم، ما خود را در این جریان تأویل مى‌كنیم، ما خود آن جریان را تبرئه مى‌كنیم، خود جریان را ما توجیه مى‌كنیم، خود جریان را تنزیه مى‌كنیم، خود جریان را پاك و منزه مى‌كنیم. نمى‌آییم بر یك جریان سوار شویم و از بیرون به آن جریان نگاه كنیم. داخل در جریانى قرار مى‌گیریم و به تبع، ناچاریم كه آن جریان را پاك و منزه و مبرا و منزه و محسن و مستحسن از هر عیب و ایرادى قرار بدهیم.