
جلسه ۷۹۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية
جلسه ۷۹۰
17در این موارد و خیلى از موارد، من چون خودم در جریان هستم به شما همین را بگویم كه نود و پنج درصد از سوء برداشتها به همین قضیه برمىگردد، چون من داخل مسائل و جریانات و مطالب هستم. مىگویند آقا فلانى راجع به من این را گفته است. وقتى من از او سؤال مىكنم، مىگوید: آقا، چه وقتى گفتم، بر پدر من اگر من این حرف را زده باشم، مىگوید از قول فلانى مىگویند.، مىگوید آقا من اصلا یك همچین چیزی نگفتم. در این صورت میتوانی بگویی این بابا نفهمیده است. آخر این دارد اینقدر استیحاش میكند چون اگر گفته بود میگفت بله من این را گفتهام و پایش هم میایستم هر چه هم میخواهی بگویی بگو. این كسی كه الان اینقدر استیحاش میكند و خودش هم ناراحت میشود، معلوم است آنجا یك اشتباهی رخ داده است و یا اشتباه شنیده است. آقا، من پیش افراد بودم، وقتی مرحوم پدرمان صحبت میكردند شخصی داشت مینوشت اما عوضی مینوشت. چرا؟ چون عوضی میشنود. آقا، این كه داری مینویسی این نیست، فردا كار دستت ندهد چون ایشان این را گفتند.
حالا آدمِ خوب و درست، امّا عوضى شنیده، آخر كسى كه هم بشنود و هم بنویسد خیلى فرق مىكند تا كسى كه فقط بشنود. لذا من كه مىگویم باید انسان دقت كند و به هر حرفى نباید اعتماد كرد، به خاطر همین است. بنده با چشم خودم دیدم در مجلسى بودیم مرحوم پدرمان صحبت مىكردند جلسه عصر جمعه بود، و یك شخصى داشت مىنوشت و او هم آدم خوب و الان هم هست و خیلى هم مرد موجهى است اما دیدم دارد عوضى مىنویسد، یعنى یك چیز دیگرى داشت مىنوشت، درست عكس آن حرف. به ایشان گفتم آقا ایشان این را گفته بودند یك وقت چیز كار دستت مىدهد و مىگویید كه آقا این را گفتند. مگر مىشود؟ بسیار از اشتباهاتى كه انجام مىشود به خاطر این بود كه از پدرمان یك مطلبى نقل مىكردند كه بنده و بعضى اشخاص دیگر داخل آن مجلس بودیم و هر دوى ما دو برداشت مقابل هم از ایشان مىكردیم و الان آن برداشتى كه در بسیارى از جاها مىشود تحلیل مىشود، در حالى كه این اصلا خلاف بوده است.
