اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشه‌های روانی و فکریِ «جریان‌زدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی می‌آورند. استاد با اشاره به نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، نشان می‌دهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، به‌تدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری می‌کند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید می‌شود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برون‌رفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران می‌داند.

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشه‌های روانی و فکریِ «جریان‌زدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی می‌آورند. استاد با اشاره به نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، نشان می‌دهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، به‌تدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری می‌کند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید می‌شود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برون‌رفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران می‌داند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

15
  • در این موارد و خیلى از موارد دیگر این‌طور است. من چون خودم در جریان هستم به شما همین را بگویم كه 95 درصد از سوءبرداشت‌ها به همین قضیه برمى‌گردد، چون من داخل مسائل و جریانات و مطالب هستم. آقا فلانى راجع به من این را گفته است. وقتى من از او سؤال مى‌كنم، مى‌گوید که [چه وقت] گفتم؟! بر پدر من لعنت اگر من این حرف را زده باشم! آقا من‌ اصلاً چنین چیزى نگفتم. خب مى‌توانى بگویى که بابا این نفهمیده است، این كسى كه الآن این‌قدر استیحاش مى‌كند و خودش هم ناراحت مى‌شود، معلوم است آنجا یك اشتباهى رخ داده است و یا اشتباه شنیده است. اگر گفته بود، مى‌گفت که بله من این را گفته‌ام و پایش هم مى‌ایستم، هرچه هم مى‌خواهى بگویى بگو.

  • آقا می‌گویم که من اصلاً پیش افراد بودم و مرحوم پدر ما ـ رضوان ‌الله‌ تعالی‌ علیه ـ جلسۀ عصر جمعه بود و صحبت مى‌كردند، این شخص که خیلى هم مرد موجهى است داشت اشتباه مى‌نوشت یعنی اشتباه مى‌شنید. حالا خوب است چشمانم آنجا بود، می‌گویم که آقا این كه دارى مى‌نویسى این نیست و فردا كار دستت ندهد، ایشان الآن این را گفتند. بعد همین می‌رود می‌گوید كه آقا این را گفتند.

  • حالا آدمِ خوب و درست هست اما اشتباه شنیده است. كسى كه هم بشنود و هم بنویسد خیلى فرق مى‌كند تا كسى كه فقط بشنود. لذا مى‌گویم که انسان باید دقت كند و به هر حرفى نباید اعتماد كند به‌خاطر همین است. مگر مى‌شود؟! بسیاری از اشتباهاتى كه انجام مى‌شود [به‌خاطر این است]. پدر ما مطلبى نقل مى‌كردند كه بنده و بعضى از اشخاص دیگر که داخل آن مجلس بودیم دو برداشت مقابلِ هم، از ایشان مى‌كردیم و آن برداشتى كه مى‌شد الآن در بسیارى از جاها دارد تحلیل مى‌شود درحالى‌كه این اصلاً خلاف بوده است.

  • حالا من نمى‌گویم كه او قصد و عمد دارد بلكه اشتباه فهمدیده و اشتباه برداشت كرده است. لذا انسان نمى‌تواند [حمل بر صحت] کند. و این [روایت] براى مواردى‌ است كه انسان مى‌تواند حمل به صحت كند و این‌طرف قضیه را بگیرد. بالأخره این تربیت و این تزكیه نباید تأثیرى داشته باشد؟! اگر قرار باشد هر كارى كه مردم مى‌كنند، هر برداشتى كه مردم مى‌كنند، هر طرز تفكرى كه مردم دارند، همان را هم ما داشته باشیم خب چه فرقى كرد؟! اصلاً یكى از دردهاى بنده این است كه مى‌گویم: پس این مطالب چه شد؟! پس این مراقبه‌ها چه نتیجه‌اى داد؟! پس این ارتباط با بزرگان و اولیاء و این حرف‌ها براى چه موقع است؟! این كارها را حتى افراد عادى هم نمى‌كنند، پس این چه اثر ملموسی در ما به‌وجود آورد؟! خب اینجاها باید [نشان بدهد]، حالا فلانی نماز شب مى‌خواند، اگر ربات را هم كوك كنیم بلند مى‌شود مى‌خواند. اثر نماز شب این است كه در فكر و در فهم [تأثیر بگذارد]. وقتى ایشان دارند مى‌گویند که فهمشان عوض شده یا نه؟ یعنى این مطلب؛ آن مطالبى را كه پارسال مى‌شنیدند اگر آن موقع حمل به صحت نمى‌كردند و بر یك كفۀ ترازو بار مى‌كردند، آیا الآن اگر مى‌شنوند هم مثل پارسال هستند یا نه، تغییر كرده است؟ اگر تغییر كرده پس فهم عوض شده است و اگر نه، باید بروند فكرى بكنند. این كه نمى‌شود هم سال گذشته‌اش در یك مرتبه‌ باشد و هم امسالش در همان مرتبه مانده باشد، پس این یك سال چه شد؟! تو كه در یك سال نماز شب مى‌خواندى، ذكر مى‌گفتى، قرآن مى‌خواندى، پس چه اتفاقى در این یك سال افتاد؟! این جاى دقت و تأمل دارد.

/ 260