
آسیبشناسی جریانزدگی و مسخ فکری
تأثیر اصرار بر باطل در زوال عقل و بصیرت انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشههای روانی و فکریِ «جریانزدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان میپردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی میآورند. استاد با اشاره به نمونههای تاریخی و اجتماعی، نشان میدهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، بهتدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری میکند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید میشود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برونرفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران میداند.
آسیبشناسی جریانزدگی و مسخ فکری
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشههای روانی و فکریِ «جریانزدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان میپردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی میآورند. استاد با اشاره به نمونههای تاریخی و اجتماعی، نشان میدهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، بهتدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری میکند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید میشود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برونرفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران میداند.
آسیبشناسی جریانزدگی و مسخ فکری
14تلمیذ: یعنى لازم است كه انسان پیگیری كند تا یقین کند كه این خلاف است یا همان ابتدا حمل بر صحت كند و دیگر تحقیق و تفحص نکند؟
استاد: نه، مىتواند در همان ابتدا حمل به صحت كند. آخر بعضى از چیزها اصلاً قابل حمل نیست. فرض كنید شخصى حرفى زده است، این حرف نشاندهندۀ میزان علمیت و معرفتش است، این دیگر چیزى نیست كه شما بخواهید حمل به صحت و غیر صحت كنید. خب نشان مىدهد كه این شخص این است، وزن و وزانش این است، سعه و طاقتش این است، میزان شناختش این است. شما اگر حرف و مطلب خلافى از شخصى دیدید، فرض کنید شخصى كه مدعى اجتهاد است آیا باز هم حمل به صحت مىكنید كه آقا اعلم علماست و در اینجا آب دوغ خورده و این حرف را زده است؟! نه، این چیزى نیست كه جاى حمل به صحت باشد. یك وقت عملى را دیدید كه بهحسب ظاهر عمل صحیحى بهنظر نمىآید یا همین چیزهای مختلفی که انسان مشاهده میکند و میتواند هم حمل به این جهت بکند و هم حمل به آن جهت کند، خب بیاید [حمل بر صحت] کند.
چندى پیش بود بنده خدایى از رفقا روى منبر یك حرفى زده بود ـ حالا من بازگو نمىكنم ـ خب ایشان از این حرف قصدى داشت که مثلاً آن شخصى را كه از او این صحبت را كرده است، همچنین مطلبى گفته و یک مقصودى داشته است. حالا تعبیرى كه آورده بود تعبیر شایستهاى نبود و این درست است، ولى آیا خود این فرد هم متوجه این تعبیر بود یااینكه سبق لسان شده و یك چیز هم از دهانش پرید. آقا همین حرف را یك عدهاى پیراهن عثمان كردند و اینطرف و آنطرف نامه بزن و با موبایل پیام بفرست و فلان و فلان! حالا آن شخص مىگوید: من اصلاً در این خیال نبودم و مىخواستم این مطلب را بگویم. این خیلى حرف است و این قضیه به این برمىگردد كه انسان مسئلهاى را مىبیند، مىتواند بگوید که آقا طرف سبق لسان كرده، از زبانش خارج شده، قصد و تعمد توهین نداشته است. خودش خیلی هم اهل ولاء است.
