
جلسه ۷۸۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية 15/6/1435
جلسه ۷۸۹
14حالا مسئلهاى كه در اینجا پیش مىآید، این مرتیكه هشتاد كیلویى كه در شكم شیر رفت این چه شد؟ حالا حضرت كه این شیر را چسباند دوباره به آن پرده، آن شد پرده، پس شیر كو؟ یارو كو؟ این جنبه ملكیت را حضرت تبدیل به جنبه مثالى كرد و در عالم مثال نگاهش داشت، خب مرد كه قیامت و حشر و نشر و فلان دارد دیگر، لذا اصلًا این مرد را بروید پیدا بكنید، بالاخره نكیر و منكر و قبر و حساب و كتاب دارد یا ندارد؟ خب كو؟ كجا دفنش كرد حضرت؟ در كدام جزیره؟ كدام قاره؟ توى كدام دریا؟ هیچ، دفن نكرده، كارى نكرده، خب رفت پرده شد، شیر و یارو روى هم رفته اگر آن شیر تبدیل به صدكیلو شد حالا سیصد و هشتاد كیلو شد! چون همین كه به پرده هست دوباره، همین شد، آن وزن و ماده چه شد؟ آن رفت در مثال، الان در مثال، هم آن شیر وجود دارد و هم آن مرد وجود دارد، هم حساب و كتاب و نكیر و منكرش بوده، هم مسائل حشر و نشر و قیامت و همه چیزش به حال خودش باقى مىماند، این تبدل ماده به این كیفیت هست.
تلمیذ: این خلع و لبسى كه حكما مىگویند و بر اساس آن ماده را اثبات مىكنند و مىگویند كه ماده یك صورتى دارد، كه این را خلع مىكند و صورت دیگرى را مىگیرد و از این راه ماده را اثبات مىكنند، طبق عادتى كه فرمودید این یك عادت عرفى بوده كه ظاهر شده برایشان، كه ماده اینطور بوجود مىآید.
استاد: بله، واقعیتش هم دقیقتر از این نیست.
تلمیذ: طبق فرمایش مرحوم علامه كه بحث اعجاز را این طور تفسیر كردهاند چون حركت جوهری را یك اصل ثابت میدانستند.
استاد: بله دیگر با حركت جوهرى هم ارتباط پیدا مىكند دیگر، اصلًا ما كه حركت جوهرى را به یك نحو دیگرى قبول داریم، نه اینكه قبول نداریم بلكه با یك توجیه، ما ظهورهاى متفاوت، استمرار ظهورهاى متفاوت را به نظر مىرسد، وحركت جوهرى به این كیفیت را نه، قبول نداریم.
